دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
174
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
گروه اول : احاديثى دربارهء اصل طب ، طبيب ، درمان و شفا اين گروه خود دو دستهاند : أ ) احاديثى كه دربارهء اصل درمان ، عمل به سفارشهاى درمانى و مصرف دارو و پيگيرى معالجات است . اينگونه احاديث ، تشريع تلقى مىشوند و پيروى از آنها بايسته است ؛ چراكه درمان شدن يا درمان نشدن بيمارى و رسيدگى يا عدم رسيدگى به جسم ، از « افعال مكلفان » است و از ديگر سوى شرع و تشريع آمده تا افعال مكلفان را سامان بخشد و بيان كند كداميك از اين افعال واجب ، كدام حرام ، كدام مستحب و كدام مكروه است و كدام يك نيز انجام دادن و انجام ندادنش ترجيحى ندارد و مباح يا جايز به معناى اخص است . اينها همان احكام پنجگانهء تكليفى ، يعنى وجوب ، حرمت ، اباحه ، استحباب و كراهت است و هيچ فعلى از افعال مكلفان و هيچ رفتارى از رفتارهاى انسان بالغ عاقل نيست كه يكى از اين عناوين پنجگانه را نداشته باشد . دربارهء اصل درمان ، احاديث فراوانى رسيده كه از آن جمله است : 1 . حديث امر به درمان و اينكه خداوند هيچ درد بىدرمانى نداده است ، مگر يكى - و البته احاديث در تعيين آن يك درد اختلاف دارند . در برخى احاديث درد پيرى و در برخى ديگر مرگ ، معرفى شده است : يكى از احاديثى كه از بايستگى درمان خبر مىدهد حديث اسامة بن شريك است كه مىگويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اى بندگان خدا ! دردهاى خويش را درمان كنيد ؛ كه خداوند هيچ دردى ننهاده مگر اينكه براى آن درمانى نيز نهاده است به جز يك درد : پيرى . اين حديث را احمد و صاحبان سنن چهارگانه نقل كردهاند . « 1 » حديث ديگرى كه دراينباره رسيده حديث مرفوع ابو سعيد خدرى است كه
--> ( 1 ) . « يا عباد اللّه تداووا فان اللّه لم يضع داء الا وضع له دواء غير داء واحد الهرم » . ر . ك : سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 383 ، ح 2038 ؛ سنن ابى داوود ، ج 4 ، ص 3 ، ح 3855 ؛ بيهقى ، سنن الكبرى ، ج 4 ، ص 368 ، ح 7553 .