دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
154
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
و يا فرمود : « انتم اعلم بامور دنياكم » . « 1 »
--> - عقايد غاليان از استاد خود ابن الوليد نقل كرده كه گفته است : نخستين مرتبهء غلو ، نفى سهو از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . ر . ك : ابن بابويه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 359 و 360 . البته ناگفته نماند كه شيخ مفيد در نقد باور استاد خويش ، صدوق ، رسالهاى فراهم آورده و در آن از نفى سهو دفاع كرده است . ر . ك : مفيد ، عدم سهو النبى . مسئلهء امكان وقوع سهو و نسيان و خطا از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در انديشهء طوايفى از كراميه و حشويه نيز مورد توجه قرار گرفته است ، چونان كه ابن ابى الحديد در مبحثى با نام « امكان خطاى پيامبران در تبليغ و فتوا » پس از تصريح به اين نظريهء معتزله كه « پيامبران از هرگونه خطايى كه به اداى رسالت و تبليغ مربوط شود معصوم هستند ؛ بنابراين نه بر آنان دروغ رواست ، نه تغيير ، نه تبديل ، نه كتمان ، نه تأخير بيان از وقت حاجت ، نه اشتباه در آنچه از سوى خداوند به مردم مىرسانند و نه سهو و لغزگويى و به خطاافكنى » از طوايفى از حشويه و كراميه نقل مىكند كه باور دارند هرچند در تبليغ فرمان الهى خطا بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روا و ممكن نيست ، در گفتههايى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه از دايرهء تبليغ بيرون است اين امكان خطا وجود دارد ، آنسان كه در حديث تلقيح نخل آمده است . براى آگاهى بيشتر ر . ك : ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 7 ، ص 19 و 20 . جالب آن است كه حتى عالمانى از اهل سنت كه با مكتب اعتزال نيز بيگانه و در شمار پيروان مسلك اشعرى يا اهل حديث هستند با در امان بودن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از سهو در امور عادى زندگى مخالفت كرده و جنبهء بشرى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را دليل بر نادرستى پندار غاليانى دانستهاند كه مدعى بودند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله همه چيز را به حقيقت آن و از غيب مىدانسته است . ر . ك : ابن قيم ، نقد المنقول ، ص 76 ؛ همو ، المنار المنيف ، ص 83 - م . ( 1 ) . شما خود به امور دنيايتان آگاهترايد . منابع اين حديث پيشتر گذشت ؛ اما در اينجا مناسب است به مبحثى اصولى اشاره شود كه عالمان اهل سنت از اهل حديث گرفته تا اصوليان و تا منتقدان حديث با استناد به احاديثى از اين دست ، دو قلمرو امور دنيوى و اخروى را از همديگر جدا كرده و در هر قلمرو قواعد و لوازم ويژه را جارى و نافذ دانستهاند ؛ براى نمونه ، مسلم در صحيح خود با نظر به همين دسته احاديث بابى با نام « باب وجوب امتثال ما قاله شرعا دون ما ذكره صلّى اللّه عليه و سلم من معايش الدنيا على سبيل الرأى » گشوده و احاديث سهگانهء تلقيح را كه پيشتر گذشت در همين باب آورده است . اين موضع كه نوعى تمايز ميان دو قلمرو امور دينى و دنيوى را بيان مىدارد بر اين استوار است كه آنچه را اخروى است به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و وحى الهى و آنچه را دنيوى است و در حوزهء زندگى دنيوى مردمان است به عرف و عادت و سيرهء عاقلان وامىگذارد گذشته از اين كه شارع در اين حوزه چه تصميم و چه انديشهاى دارد . احاديث حاكى از اين امر كه در منابع اهل سنت تلقى به قبول شده ، افزون بر صحاح و سنن در ديگر منابع آنان نيز مورد توجه قرار گرفته و در آنها نيز بهگونهاى تأييد شده است . از آن جمله مىتوان موضع شارحان حديث را نگريست كه بدين تفكيك پرداختهاند ؛ براى نمونه ، شارحان صحيح مسلم به تفكيكى كه حديث بدان نظر دارد -