دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

90

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

ص 210 ، ح 14 . آنچه ذكر شد ، پاره‌اى از منابع شيعه بود كه روايت ياد شده در آن‌ها وارد شده بود . محدث و مفسر معروف محمد بن اسماعيل عجلونى ( 1162 ه . ق ) صاحب كتاب كشف الخفاء و مزيل الألباس عمّا اشتهر من الأحاديث على ألسنة الناس كه در فن خود بىنظير است ، نوشته : « الولد للفراش و للعاهر الحجر » ابو عبد الله بخارى و مسلم بن حجاج نيشابورى آن را روايت كرده‌اند و علّامه عبد الرؤوف مناوى در فيض القدير در شرح جامع الصغير فرموده اين روايت متواتر است ، زيرا از بيست و اندى از صحابه نقل شده است . « 1 » ابن حجر عسقلانى و شوكانى و عجلونى نيز اين را گفته‌اند . « 2 » بنابراين ، بر روايت ياد شده بخارى و مسلم در ميان عامه اتفاق دارند و بر همين اساس محمد فؤاد عبد الباقى آن را در كتاب اللؤلؤ و المرجان فيما اتفق عليه الشيخان آورده است « 3 » و ساير علماى عامه نيز آن را نقل كرده‌اند ، و پاره‌اى از منابع آنان را در كتاب مسند الجامع كه اخيرا در كويت منتشر شده ، مىتوان ديد . « 4 » پس با توجّه به ذكر آن در بسيارى از كتاب‌هاى روايى ، و همين‌طور بسيارى از كتاب‌هاى لغت « 5 » احتياج به بررسى سندى ندارد ، زيرا به صدور آن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يقين حاصل مىشود ، و بر همين اساس است كه مرحوم آية اللّه ميرزا حسن بجنوردى در القواعد الفقهيه فرموده : بحث اوّل در مدرك آن است ، ولى مىگوييم مدرك آن حديث مشهور و معروف بين همه فرقه‌ها و طائفه‌هاى اسلامى است . كسى از مسلمانان آن را انكار نكرده « 6 » و به جهت ورود آن در ضمن روايات فراوان ، قطع به صدور آن را مىتوان ادعا كرد . به هر حال ثبوت و صدور آن

--> ( 1 ) . احمد بن حجر عسقلانى ، فتح البارى ، ج 12 ، ص 44 ؛ عبد الرؤوف مناوى ، فيض القدير ، ج 6 ، ص 377 . ( 2 ) . محمد اسماعيل عجلونى ، كشف الخفا ، ج 2 ، ص 339 ؛ نيل الأوطار ، ج 6 ، ص 313 . ( 3 ) . محمد فؤاد عبد الباقى ، اللؤلؤ و المرجان ، ص 83 ، ح 922 و 923 . ( 4 ) . المسند الجامع ، ج 19 ، ص 849 . ( 5 ) . غريب الحديث ، ج 2 ، ص 77 ؛ مصباح المنير ، ج 2 ، ص 100 ؛ مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 385 ؛ سيد مرتضى زبيدى ، تاج العروس ، ج 17 ، ص 305 ( چاپ جديد ) ؛ الفايق ، ج 2 ، ص 41 ؛ ترتيب لسان العرب ، ج 10 ، ص 225 و ج 3 ، ص 56 ؛ مفردات ، ص 376 ؛ مبارك بن محمد ابن اثير جزرى ، النهايه ، ج 3 ، ص 430 . ( 6 ) . ج 4 ، ص 21 .