دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
84
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
عليّ عليه السّلام : نشدتك الله هل كنت تهريق على فرجها ؟ و قال عليّ : إنّ لكل فرج ثقبين : ثقب يدخل فيه ماء الرجل ، و ثقب يخرج منه البول ، و أفواه الرحم تحت الثقب الذي منه ماء الرجل ، فإذا دخل الماء في فم واحد من أفواه الرحم ، حملت المرأة بولد واحد ، و إذا دخل في اثنين حملت باثنين ، و إذا دخل من ثلاثة حملت بثلاثة ، و إذا دخل من أربعة حملت بأربعة ، و ليس هناك غير ذلك ، و قد ألحقت بك ولدها فشقّ عنها القوابل فجاءت بغلام فعاش ؛ « 1 » مردى نزد على بن ابى طالب عليه السّلام آمد ، و گفت : زن من با آنكه دخترى نوجوان و باكره است باردار شده است . اكنون نه ماه از باردارى او مىگذرد و من جز خير به او گمان ندارم . از طرفى خودم نيز مردى كهنسال هستم ، و قدرت بهرهورى از او را ندارم و او همچنان باكره باقى مانده است . على عليه السّلام از او پرسيد : آيا هنگام بازى با او آبت را بر شرمگاه او مىريختى ، يا از او عزل مىكردى ؟ آنگاه حضرت فرمود : شرمگاه زن داراى دو مجراست ؛ مجرايى كه آب مرد وارد مىشود و مجرايى كه پيشاب زن از آن خارج مىشود . دهانههاى رحم در زير مجرايى قرار گرفته كه آب زن به آن وارد مىشود . اگر آب مرد فقط به يكى از دهانههاى رحم درآيد زن به يك فرزند آبستن مىشود ، و اگر به دو دهانهء رحم وارد شود زن به دو فرزند باردار مىشود ، و اگر به سه دهانه درآيد زن به سه فرزند حامله مىشود ، و اگر آب مرد از چهار دهانهء رحم وارد شود زن چهار قلو باردار مىشود ، و چيزى غير از اين نيست . و بر همين اساس ، فرزند به تو ملحق مىشود . خاصه و عامه روايت كردهاند كه زنى به نكاح پيرمردى درآمد و بر خلاف متعارف ، زن باردار شد . پيرمرد به آن زن گمان بد برد و مدعى شد كه با او نزديكى نكردهام ، و حملش را منكر شد و بچه را از آن خود ندانست . دعوا را به پيش عثمان بردند . مسئله بر او گران آمد و از زن پرسيد : آيا آن پيرمرد با تو آميزش كرده است ؟ آن زن كه باكره بود ،
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 62 ؛ قرب الأسناد ، ص 69 ؛ وسائل الشيعه ، ج 15 ، ص 114 .