دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
81
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
مقدمهء اوّل : روايتهاى فراوانى كه براساس آنها فرزند به صاحب نطفه ملحق مىشود ، در صورتى كه صاحب نطفه شناخته شده است ، و اگر صاحب نطفه شناخته شده نيست ، فرزند در حضانت مادر خواهد بود . مقدمهء دوم : ملحق شدن فرزند به صاحب نطفه در آميزش حلال روشن است ، و در آميزش حرام نيز روايتها بر آن دلالت دارند . سخن ديگرى كه در ساماندهى اين بحث مداخله دارد ، آن است كه به كسى كه از اين نطفه به وجود آمده ، فرزند مىگويند . حال اگر اين دو مقدمه را كنار يكديگر بگذاريم ، به اين نتيجه مىرسيم كه صاحب نطفه شناخته شده است و عرف فرزند را به كسى ملحق مىكند كه از او متولد شده است . در لغت فرزند را از نطفه مىدانند ، و نطفه در لغت « ماء الرجل » « 1 » است ؛ هرچند علم پزشكى ثابت كرده است ، زن نيز در پيدايش فرزند مداخله دارد . بنابراين به كمك روايتها و ادلّهء عرفى ثابت مىشود : 1 . اگر فرزند ، پدرش شناخته شده و از طريق آميزش حلال به دنيا آمده است ، به پدر ملحق مىشود ؛ 2 . فرزند به پدر ملحق مىشود ، هرچند از طريق غير معمول ( و بدون آميزش جنسى ) به دنيا آمده است ؛ 3 . فرزند به پدر ملحق مىشود ، هرچند از طريق زنا به دنيا آمده و پدر نيز شناخته شده است . بلى در اين صورت ، به بعضى از فقيهان نسبت داده شده كه مىگويند ، ولد الزنا مطلقا به مادر ملحق مىشود ، چنانكه به آن اشاره خواهيم كرد ؛ 4 . اگر ولد الزنا ، پدرش مشخص نبود ، به مادر ملحق مىشود . اكنون وارد اصل بحث مىشويم و روايتهاى عام و مطلق را ذكر مىكنيم تا مقصود روشن شود . مهمترين دليل فتواى فقيهان كه فرزند حلالزاده و يا حرامزاده و يا شبههاى و يا متولد شده از طريق تلقيح و بارورى مصنوعى را به پدر ملحق مىكنند ، قاعدهء معروف
--> ( 1 ) . حسين بن محمد راغب اصفهانى ، مفردات ، ص 517 .