دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

385

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

ديه فردى كه كشته شده از بيت المال پرداخت شود . « 1 » با توجّه به اين روايت ، به نظر مىرسد زمانى كه قطع عضو كسى احياى ديگرى باشد و اين عضو از كسى جدا شود كه ناگزير مىميرد ، مكافات و پاداش اولى است ؛ ليكن اشكال اين است كه روايت ضعيف است و معارض دارد و بر جواز قطع عضو دلالت نمىكند ؛ بلكه بر رفع قصاص و ديه دلالت دارد . در هر حال ، احياى جان يك يا چند نفر را به كشتن كسى كه به ناچار مىميرد - به ويژه با رضايت او هنگام حيات و رضايت وارثانش - از نظر عقل قبيح نيست ؛ ليكن خون و جان انسان‌ها مسئلهء حسّاسى است و سخت‌گيرىهاى ويژهء خود را دارد . اين مسئله باقى مىماند كه فاقد حيات پايدار ، مرده است يا زنده ؟ از سخن بعضى به دست مىآيد كه او مرده است ؛ ليكن حكم به مرده بودن مشكل به نظر مىرسد ؛ زيرا مرگ ، رفتن روح از بدن است و حال اينكه چنين شخصى در حال احتضار مىباشد و تعبيرها دربارهء او چنين است : 1 . سوق ( سختى و شدّت ) ؛ در روايتى امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : « پيامبر بر مردى از فرزندان عبد المطلب وارد شد و او در سوق ( گرفتارىهاى هنگام مرگ ) رو به قبله نبود . فرمود : او را رو به قبله كنيد ؛ زيرا در اين صورت ، فرشتگان بر او رو آورند و خدا به وجهش به او نظر كند و پيوسته چنين باشد تا درگذرد » . « 2 » 2 . ميّت ؛ در روايت حلبى امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « هنگامى كه پيش از مردن نزد ميّت حاضر شديد ، شهادت به يگانگى خدا و پيامبرى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله را به او تلقين كنيد » . « 3 » شايد استعمال كلمهء ميّت در اينجا استعمال مجازى به علاقهء مشارفه باشد ؛ زيرا شخص هنوز نمرده است .

--> ( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 173 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 133 ؛ وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 662 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 662 .