دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
369
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
از كتابهاى لغت استفاده مىشود كه مثله و تنكيل تنها به قطع اعضاى مرده يا زنده گفته نمىشود ؛ بلكه اين كار - كه ممكن است قطع اعضا يا غير آن باشد - با انگيزهء ترساندن ديگران صورت مىگيرد تا از اينكه مثله شوند بر خود بلرزند ؛ زيرا مثله از « مثل » گرفته شده كه به معناى شبيه و مانند است . و مضمون روايات اين است كه در مثله ، تشفّى خاطر ، لذتجويى ، و بازيچه قرار گرفتن مثلهشونده ، وجود دارد . پس هر قطع عضوى مثله ناميده نمىشود و ازاينرو ، قطع عضو را در قصاص تمثيل نمىنامند ، چنانچه قطع سر انسان زنده در همه حال تمثيل نيست ، بلكه اين كار را قتل گويند و نيز زدن دشمن و قطع عضو او در حال جنگ تمثيل و تنكيل نيست ؛ چنانچه شكافتن شكم زن مردهء باردار براى درآوردن نوزاد ، تمثيل نمىباشد و همچنين در صورت اضطرار به خوردن گوشت ميّت ، بريدن مقدارى از بدن او تمثيل و تنكيل ناميده نمىشود ، بلكه اكل و خوردن است . و اين مطلب بسيار روشن مىباشد . پس وقتى روايتى دلالت مىكند كه بايد به ميّت احترام گذاشت و او را مثله نكرد و بازيچهء خود نساخت ، مقصود شامل هرگونه قطع عضوى از او نيست ؛ چنانكه اگر روايتى بگويد با مالتان بازى و كار بيهوده نكنيد و اسرافگر نباشيد ، منظور هر نوع خرج كردن مال نيست و اين همان چيزى است كه در نزد اهل زبان به ذهن تبادر مىكند . پاسخ دليل سوم : دليل سوم رواياتى است كه دلالت مىكند چيزى از بدن ميّت - حتى موى او - قطع و جدا نشود . اين روايات مطلق است و شامل مورد بحث مىشود و بر جدا كردن اعضاى ميّت ، مسّ و قطع صدق مىكند و از اينكه در حديث آمده است : « از ميّت نبايد مو و ناخن را جدا كرد » و سخنى از مثله و عدم احترام در آن نيست ، مىتوان دريافت كه لازم است همه اعضاى ميّت و اجزاى بدن - حتى موى او - جمع و دفن شود و ازاينرو ، جدا كردن اعضاى ميّت حرام مىباشد مگر اينكه اين سخن امام عليه السّلام بر كراهت حمل شود ؛ زيرا كسى به حرمت گرفتن موى ميّت فتوا نداده است .