دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

365

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

و در روايت صدوق از موسى بن بكر - دربارهء چنين مردى - آمده است كه امام عليه السّلام فرمود : « يدفع إلى أولياء المقتول و لكن لا يترك يتلذّذ به ، و لكن يجاز عليه بالسيف » ؛ « 1 » او به اولياى مقتول سپرده مىشود ؛ ليكن نبايد قاتل را عذاب‌كش كنند و لذت ببرند ، بلكه با شمشير به قتل برسد . اين روايات دربارهء چگونگى برخورد با قاتل است و از آن‌ها مىتوان دريافت كه به اولويت جايز نيست انسان غير قاتل را به نحوى مثله كند و يا قتل او را بازيچهء خود قرار دهد . 3 . رواياتى كه بر جايز نبودن كندن مو و ناخن ميّت دلالت مىكند : در حسنهء ابن أبي عمير از بعضى اصحابش آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : لا يمسّ من الميّت شعر و لا ظفر ، و إن سقط منه شيء فاجعله في كفنه ؛ « 2 » مو و ناخن ميّت نبايد كنده و از او جدا شود و اگر چيزى از بدنش افتاد ، در كفنش قرار ده . مقصود از « لا يمسّ » كندن و شكستن است و گرنه لمس مو و ناخن ميّت مانعى ندارد ، عبارت « و إن سقط » قرينهء اين معناست . 4 . مؤيّد حرمت رواياتى است بر مدارا كردن با ميّت دلالت مىكند : در روايت حمران بن اعين آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « إذا غسلتم الميّت منكم فارفقوا به و لا تعصروه و لا تغمزوا له مفصلا » ؛ « 3 » هنگامى كه مرده‌تان را غسل مىدهيد با او مدارا كنيد و او را نفشاريد و مفاصلش را كج و خميده نكنيد . اين روايت مؤيّد حرمت قطع اعضاى ميّت است ، زيرا به جهت وجوه گوناگون ، بيش از استحباب دلالت ندارد . اين دسته از روايات مطلق است ، چه نياز به عضو ميّت باشد و يا نباشد و چه ميّت با وصيّت اجازه داده باشد و يا وصيّت نكند و خواه با اجازهء ورثه باشد يا بدون اجازهء

--> ( 1 ) . همان ، ص 96 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 694 . ( 3 ) . همان ، ص 692 .