دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

352

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

مىسازد ، صدق مىكند كه نزد او چيزى است كه گرفتارى برادر دينىاش را بر طرف مىكند . لسان ( و شيوهء بيان ) اين روايت ، استحباب است نه وجوب ؛ ليكن در سند آن محمد بن خالد اشعرى قرار گرفته كه در كتاب‌هاى رجال توثيق نشده است . ج ) روايات ديگرى نيز هست كه بر اداى حق مؤمن دلالت مىكند و اينكه « انسان آنچه را براى خود دوست مىدارد ، براى او دوست بدارد » « 1 » و بعضى از اين روايات معتبر مىباشد « 2 » و در برخى از آن‌ها آمده است كه راوى از حق مؤمن مىپرسد و امام عليه السّلام پاسخ مىدهد : « مؤمن هفتاد حق بر مؤمن دارد ، جز هفت حق را برايت نمىگويم ؛ چه بر تو شفقت مىورزم و مىترسم كه آن‌ها را برنتابى » . راوى مىگويد : بلى ، ان شاء اللّه . امام عليه السّلام مىفرمايد : « از حق مؤمن بر مؤمن اين است كه سير نخورد درحالىكه برادر ايمانىاش گرسنه است و نپوشد درحالىكه او برهنه است » . « 3 » اين روايت اشاره و الهام مىكند كه يكى از اين هفتاد حق اين است كه برادر ايمانى انسان بيمار نباشد ( و از بيمارى نرنجد ) درحالىكه او سالم است و مىتواند آن را از بيمارى نجات بخشد و سلامتى را به او بازگرداند . 7 . و نيز مؤيد مطلب رواياتى است كه ارتكاب بعضى از منع‌ها و حرام‌ها را براى مددرسانى و قضاى حاجت مؤمن جايز مىشمارد : الف ) ابان بن تغلب مىگويد : با امام صادق عليه السّلام طواف مىكردم كه كسى از يارانمان را ديدم كه گويا از من مىخواست با او براى رفع نيازى بروم ، پس اشاره به من كرد ، امام عليه السّلام او را ديد و گفت : « اى ابان ، آيا تو را مىطلبد ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « او نسبت به من آن‌گونه است كه تو هستى ؟ » گفتم : بلى . فرمود : طواف را قطع كن و برو » . گفتم : هرچند طواف واجب باشد ؟ ! فرمود : « آرى » . پس با او رفتم ، سپس نزد امام صادق عليه السّلام آمدم و از حق مؤمن از او پرسيدم ، فرمود : « اين را واگذار و از آن مپرس » من هم‌چنان اصرار كردم ، فرمود :

--> ( 1 ) . همان ، « باب حق المؤمن على أخيه و أداء حقه » ، ص 3 . ( 2 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 203 . ( 3 ) . همان ، ج 8 ، ص 546 .