دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

344

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

اصوليون پاسخ داده‌اند كه تصرّف در ملك غير بدين جهت حرام است كه نوعا موجب ضرر بر اوست ، درحالىكه در تصرّف ملك خدا - حتى در حرام‌ترين چيزها - هرگز ضررى به او نمىرسد و با وجود اين ، خدا اجازه داده است كه در ملك او تصرّف شود ، چنان‌كه مقتضى ادلّهء برائت و اباحه همين است . سادسا : تصرّف در ملك خداى متعال آن‌گاه حرام است كه نفعى در بر نداشته باشد و اما زمانى كه در آن نفع باشد - مانند احياى نفس - مباح بودن آن جاى اشكال نيست ؛ زيرا اينجا اتلاف ملك نيست ، بلكه بعضى از اعضا از ملك خدا به ملك او انتقال مىيابد . بررسى دليل سوم : اشكال دليل سوم اين است كه « مثله » در قطعه‌قطعه كردن حيوان زنده يا او را به جايى بستن و به سويش نيزه و تير انداختن ، استعمال مىشود و نيز در بريدن اندام‌هاى آشكار انسان مرده به كار مىرود و در هر حال ، از لغت استفاده مىشود كه مثله به انسان مرده اختصاص دارد و بريدن اعضاى انسان زنده را شكنجه و عبرت‌آموزى نامند نه مثله و تمثيل . در نهايه آمده است : در حديث آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مثله نهى كرد . گفته مىشود : « مثلت بالحيوان امثّل به مثالا » ، آن‌گاه كه اندامش را قطع كنى و آن را از ميان ببرى ؛ « و مثلت بالقتيل » ، زمانى كه بينى يا گوش يا چيزى از اعضايش را قطع كنى . « مثله » اسم مصدر است و « مثّل » براى مبالغه مىآيد و به اين معناست حديث « نهى أن يمثّل بالدواب » ؛ يعنى ( پيامبر نهى كرد از اينكه ) حيوانات در جايى نصب شوند و تير ( يا نيزه ) به سويشان پرتاب گردد ، يا درحالىكه زنده است اعضاىشان بريده شود . « 1 » همين معنا در لسان العرب نيز آمده است « 2 » . و در مصباح المنير مىخوانيم : « مىگويى : مثلت بالقتيل مثلا في بابي قتل و ضرب » آن‌گاه كه اندامش را ببرى و آثارش بر او

--> ( 1 ) . ابن اثير ، النهايه ، ج 4 ، ص 294 . ( 2 ) . لسان العرب ، ج 11 ، ص 615 .