دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
329
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
غرق شدن » به عنوان مثال است و مقصود امام عليه السّلام نجات بخشيدن از مرگ مىباشد ؛ خواه با درمان باشد يا دادن غذا يا آب يا غير آن . 4 . محقق در شرائع گفته است : اگر انسان به غذاى كسى ديگر مضطر شود و بهاى آن را نداشته باشد ، واجب است بر صاحب آن - كه آنجا حضور دارد و مضطر به آن نيست - آن را ببخشد ؛ زيرا خوددارى از اين كار اعانت بر قتل مسلمان است . صاحب جواهر در شرح اين سخن مىگويد : امام عليه السّلام فرموده است : « هركه مددكار بر قتل مسلمانى شود - هرچند به پارهاى از سخن - روز قيامت با سيمايى ( به محشر ) مىآيد كه بر پيشانىاش نوشته شده : نااميد از رحمت خدا » و نيز وجوب دادن غذا به مضطر از آن روست كه بر انسان حفظ نفس محترم واجب مىباشد . پس از اين سخن مىگويد : « آسودگى خاطر از وجوب حفظ نفس مؤمن محترم ضرورى است . نفقاتى كه بر مردمان به نحو واجب كفايى بر زمينگيران واجب كردهاند ، شاهد اين مطلب است ، افزون بر اين ، روايات مردمان را به مساوات و غير آن فرامىخوانند » « 1 » . آرى ، شواهد وجوب حفظ نفس محترم زياد است ؛ بلكه اساس بعثت پيامبران و تشريع آيينهاى آسمانى اين است كه آدمى از خونريزى و فساد در زمين بپرهيزد و به همين سبب انبيا و فرستادگان خدا عذاب و قتل را تحمّل كردند أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ « 2 » ؛ ( فرشتگان به خدا گفتند : ) آيا مىخواهى كسى را در زمين قرار دهى كه تباهى مىآفريند و ديگران را مىكشد . بلكه حفظ حيوانى كه آسيبزننده نيست واجب است و روايت شده كه زنى بدان جهت عذاب مىشود كه گربهاى را بسته تا از تشنگى مرده است . « 3 » سؤال ششم : آيا حفظ نفس خود انسان همواره از حفظ نفس ديگرى اولى است يا نه ؟
--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 36 ، ص 432 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 30 . ( 3 ) . ر . ك : بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 267 .