دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

325

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

در اين مورد ، چه بسا بتوان به اولويت نظر داد ؛ به ويژه با ملاحظهء مثل معروف كه مىگويد : « جود و بخشش به نفس نهايىترين درجهء جود است » . وقتى تقديم غير و غذا دادن به او براى اينكه قوّت يابد ، امر نيك و پسنديده‌اى است ، به اولويت تقديم وى و دادن قلب يا يكى از اندام‌هاى بدن به او ، كار نيكى است و چيز ديگر را نمىتوان با آن مقايسه كرد و هم‌طراز آن دانست . اشكال اوّل : ممكن است گفته شود كه ، نيكى دربارهء آنكه نزديك‌تر است اولى است و نزديك‌ترين چيز به انسان نفس اوست ؛ پس جايى براى اولويت غير نمىماند ؛ بلكه اولى ترجيح نفس خود انسان است . پاسخ : اين اشكال دربارهء ايثار به مال و غذا نيز پيش مىآيد و لازمهء آن اين است كه مقدّم داشتن ديگران به مال و خوراك مذموم باشد ، با اينكه به يقين كار پسنديده‌اى است . بنابراين ، نيازمندى خود انسان مانع آن نيست كه ديگران را بر خود اولويت ندهد ، مگر اينكه در اصل ، اين كار جايز نباشد . اشكال دوم : نيز مىتوان سخن صاحب جواهر را مطرح كرد كه مىگويد : از نظر عقل و نقل پيداست حفظ نفسى كه انسان خدا را با آن مىپرستد ، بر حفظ نفس غير مقدّم است و اين سخن مضمون رواياتى است كه آدمى را از آرزوى مرگ بازمىدارد ، به اين دليل كه بقاى حيات مؤمن نفيس و ارزشمند مىباشد . پاسخ : در پاسخ مىتوان گفت : بقاى حيات مؤمن گرچه بر حسنات او مىافزايد و نامهء اعمالش را سنگين مىسازد ؛ ليكن چه بسا پاداش ايثار به نفس ، بيشتر از پاداش‌هايى باشد كه انسان در باقىماندهء حياتش به دست مىآورد ؛ همان‌طور كه در مسئلهء جهاد و دفاع چنين است . پس ارزنده بودن حيات مؤمن مانع از ايثار به نفس نيست . اشكال سوم : مىتوان اين اشكال را مطرح كرد كه ايثار به نفس ، افكندن خويشتن به هلاكت است كه به نص قرآن حرام مىباشد . پاسخ : افكندن نفس در هلاكت به‌طور عام حرام نيست ، دفاع و جهاد عموميت اين آيه را تخصيص مىزند ؛ از سويى مىتوان آيه را از مورد بحث منصرف دانست ؛ زيرا هلاك