دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
289
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
انجام دهد و اين به معناى علم به درمان نيست ، بلكه مطلوب اين است كه بيشترين موفقيت با كمترين آسيب به دست آيد . 8 . در رواياتى بهطور مطلق امر به درمان شده است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « مداوا كنيد ، دردى را خدا نداده كه درمان براى آن نداده باشد جز مرگ » . اين دسته از روايات در دعائم الاسلام ، مكارم الاخلاق ، سرائر ، دعوات راوندى و . . . آمده است . ممكن است اشكال شود كه موضوع در اين روايات ، تداوى است كه همان استعمال دوا مىباشد و مقصود از دوا چيزى است كه در واقع دوا باشد ؛ ازاينرو ، شامل دواى احتمالى يا ظنى نمىشود . در پاسخ مىتوان گفت : واقع مطلب همين است ؛ ليكن به ملاحظهء اعتبار و اينكه اثر دوا از آغاز تاكنون قطعى نبوده و نيز تشخيص درد جز در موارد نادر قطعى نيست . ازاينرو ، وجهى براى حمل امر بر فرد نادر وجود ندارد ، بلكه بر فرد غالب حمل مىشود كه همان چيزى است در عرف مردم به آن دوا اطلاق مىشود و اين مطلب را روايات زيادى تأييد مىكند كه در آنها دوا بر دواى احتمالى اطلاق شده است . 9 . مضمون روايات زيادى اين است كه بجا است انسان تا آنجا كه امكان دارد از دوا و درمان بپرهيزد . از اين روايات استفاده مىشود كه دوا آسيبزا است و نفع آن غالبا مسلّم نيست ؛ ليكن از درمان نهى نشده است و حرمت از آنها به دست نمىآيد ، بلكه لسان آنها عدم حرمت است . شيخ صدوق در علل الشرائع روايتى را از جعفرى نقل مىكند كه گفت : از امام كاظم عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : « تا زمانى كه درد از شما ( با عملكرد سيستم ايمنى بدن ) دفع مىشود ( و بدن توانايى چيرگى بر بيمارى را دارد ) از معالجهء پزشكى بپرهيزيد ، زيرا ( درمان دارويى ) به منزلهء ساختمان است كه كم آن به زياد منجر مىشود ( و داروهاى ضعيف و اندك به تدريج بدن را نيازمند داروى قوى و بيشتر مىكند ) » . « 1 » ظهور اين روايت در اينكه انسان غالبا از درمان دارويى آسيب مىبيند و سود نمىبرد ،
--> ( 1 ) . علل الشرايع ، ج 2 ، ص 151 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 63 ، ح 4 .