دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
284
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
سمّى مانند اسمحيقون « 1 » و غاريقون « 2 » استفاده مىكنيم . امام عليه السّلام فرمود : اشكالى ندارد . گفت : گاه بيمار ( با اقدامات درمانى ما ) مىميرد . امام عليه السّلام فرمود : ( چارهاى جز درمان نيست ) هرچند به مرگ منجر شود . « 3 » اين روايت دربارهء اقدام درمانى پزشك ، با تشخيص گمان يا احتمال تأثير مثبت دارو است ؛ يعنى پزشك گمان مىكند يا احتمال مىدهد كه دارويى سودمند باشد و آن را تجويز مىكند ؛ با آنكه مىداند ممكن است بيمار اذيّت شود ، يا با اين درمان بميرد ؛ و با وجود اين احتمالات ، امام عليه السّلام اقدام پزشك را جايز مىداند . ليكن اين حديث از نظر سند ، ضعيف مىباشد و چون راوى آن در كتابهاى رجالى ذكر نشده است ، حديث مهمل به شمار مىآيد . 2 . كلينى در حديث ديگر از حمدان بن اسحاق نقل مىكند كه گفت : پسرى داشتم كه ادرارش بند آمد و به سنگ مثانه مبتلا شد . به من گفته شد كه درمانى جز شكافتن ( جرّاحى ) ندارد ، پس به اين كار اقدام كردم و در پى آن درگذشت . شيعيان گفتند كه در خون فرزندت شريكى ؛ به امام حسن عسكرى عليه السّلام جريان را نوشتم . امام عليه السّلام پاسخ دادند : اى احمد ، در اقدامى كه كردى بر تو باكى نيست ؛ تو شفا و درمانش را مىخواستى و اجل فرزندت در آن بود . « 4 » بنا بر اينكه پيشنهاد اين راه درمان ( شكافتن و جرّاحى شكم براى درآوردن سنگ مثانه ) از سوى پزشك و يا فردى آشنا با مسائل پزشكى باشد ، اين روايت به اقدام درمانى با احتمال شفا دلالت مىكند ؛ و احتمال آسيب در درمان را از اين جمله مىتوان دريافت كه
--> ( 1 ) . علّامه مجلسى مىگويد : اين واژه را در كتابهاى لغت و طب نيافتم ، شايد مقصود از آن « اصطمخيقون » باشد كه نوعى مسهل براى دفع سودا و بلغم است ( بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 67 ) ( 2 ) . غاريقون : نوعى قارچ سمّى كه « آمادو » ناميده مىشود و از قطعات خشكيدهء آن در زخمها و بريدگىها استفاده مىشده است تا از خونريزى جلوگيرى شود . ( ر . ك : فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 2375 ) ؛ در ملحقات لسان العرب ( ج 17 ، ص 23 ) آمده است كه اين گياه مسهل قوى است . ( 3 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 193 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 66 - 67 . ( 4 ) . الفروع من الكافى ، ج 6 ، ص 53 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 68 .