دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
279
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
بنابراين ، حكم مسئله روشن است و دلايل آن خواهد آمد . احتمال دوم ( علم قطعى پزشك به درمان ) براى اين احتمال مىتوان دلايل زير را آورد : 1 . عقل حكم مىكند كه به خطر انداختن جان و در معرض هلاكت افكندن آن ، پسنديده نيست و اقدام به كارى كه انسان اطمينان يا علم ندارد كه از خطر و زيان و اشتباه مصون ماند ، جايز نيست . بنابراين ، شيوهء صحيح و مطمئن آن است كه انسان به متخصّصى مراجعه كند كه دارو و درمان را ( يقينى ) مىشناسد . مراجعه به كسى كه گمان درمان مىدهد يا در آن شك دارد ، ايمنىبخش نيست و احتمال ضرر و خطر در آن است و عقل حكم مىكند كه بايد ضرر احتمالى را دفع كرد . همچنين مراجعه به كسى كه پزشك نيست ، درست نيست و پذيرش اقدام درمانى آنها به منزلهء خودكشى است . با وجود اين ، مىتوان گفت : آنچه قبيح است از دست دادن سلامتى و ايمنى و به خطر انداختن جان و پذيرش احتمال ضرر است ، درحالىكه محلّ بحث ، بيرون آمدن از جايى است كه ضرر آن قطعى است و رفتن به جايى كه ضرر آن احتمالى است و در نتيجه فرار از ضرر قطعى به سوى احتمالى مىباشد و چنين اقدامى را عقل زشت نمىشمارد ؛ گرچه در صورت امكان ، گزينش راهى كه بهطور قطعى از خطر مصون است ، پسنديده مىباشد . 2 . دليل دوم ، اين آيه است : « خودتان را به دست خويش به هلاكت مىفكنيد » « 1 » اين استدلال نيز ناتمام است و پاسخ آن روشن مىباشد ؛ زيرا مقصود آيه اين است كه با علم به هلاكت ، به زيان و نابودى خودتان اقدام مكنيد ؛ يعنى آيه بر هلاكت معلوم دلالت مىكند نه هلاكت احتمالى . 3 . دليل سوم رواياتى است كه در آنها اقدام به درمان مقيّد به شناخت و علم شده است . برقى در كتاب قرب الاسناد از على بن جعفر نقل مىكند كه از برادرش امام كاظم عليه السّلام
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 195 .