دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

235

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

ديه آن زن حكم كرد . نتيجه آنكه تشريع و وجوب ديه ، دليل بر حرمت و ممنوع بودن سقط جنين است . 2 . ممنوع بودن مادر از گرفتن ديه دليل ديگر بر حرمت سقط جنين اين است كه اگر خود مادر مسبّب سقط جنين باشد ، بايد ديه بپردازد و از آن سهمى نمىبرد ؛ دو روايت در اين مورد هست . در روايت اوّل ، امام عليه السّلام مادر را از اين كار منع كرده است : صحيحة إسحاق بن عمّار قال قلت لأبي الحسن عليه السّلام : المرأة تخاف الحبل فتشرب الدواء فتلقي ما في بطنها . قال : لا . فقلت : إنّما هو نطفة . فقال : إنّ أوّل ما يخلق نطفة ؛ « 1 » اسحاق بن عمار مىگويد ، به موسى بن جعفر عليهما السّلام گفتم : زن از حاملگى مىترسد ، پس دوايى مىخورد و آنچه در رحم دارد سقط مىكند . فرمود : اين كار جايز نيست . گفتم : آنچه سقط مىكند نطفه است . فرمود : اوّل چيزى كه خلق مىشود نطفه است . در روايت دوم امام عليه السّلام مىفرمايد ، مادر در صورتى كه خود سبب سقط باشد از ديه سهمى نمىبرد : صحيحة أبي عبيدة الجرّاح ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في امرأة شربت دواء و هي حامل لتطرح ولدها فألقت ولدها قال : إن كان له عظم و قد نبت عليه اللحم و شقّ له السمع و البصر ؛ فإنّ عليها دية تسلّمها إلى أبيه . قال : و إن كان جنينا علقة أو مضغة ؟ قال : عليها أربعون دينارا أو غرّة تسلّمها إلى أبيه . قلت : فهي لا ترث ولدها من ديته . قال : لا ، لأنّها قتلته ؛ « 2 » زنى كه آبستن است دوايى آشاميد كه فرزندش را سقط كند ، فرمود اگر استخوانى باشد كه گوشت بر او روييده و گوش و چشم براى او ايجاد شده است بايد ديه او را به پدرش

--> ( 1 ) . همان ، ص 15 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 390 .