دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

205

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

الإسلام » و لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ « 1 » و نيز رواياتى هست كه دلالت بر امانت بودن اعضا و جوارح انسان مىكند . اگر كالبد شكافى نوعى از بين بردن يا دست كم ضرر رساندن به جسد به‌شمار آيد ، انسان اختيار چنين كارى را نخواهد داشت تا بتواند به آن وصيّت كند . ممكن است گفته شود كه كالبد شكافى ، مصداق اضرار يا هلاكت نيست ، زيرا داراى غرض عقلايى است . در پاسخ بايد گفت : اگر اين سخن درست باشد - كه در واقع درست هم هست - ديگر جايى براى حرمت اوّليه نمىماند ، زيرا اگر تشريح را عملى هدف‌دار و عقلايى فرض كرديم هتك حرمت و اهانت معنا ندارد و در نتيجه حرمت اوّليه از ميان مىرود و اصل قضيه منتفى خواهد شد . امّا اثبات مطلب دوم ؛ يعنى اينكه انسان حق دارد حرمت و احترام خود را از خود سلب كند ، از مطلب نخست ، دشوارتر مىنمايد ، زيرا روايات بسيارى داريم كه امام مىفرمايد : مؤمن حق اهانت و خوار كردن خود را ندارد ؛ به عنوان نمونه : امام صادق عليه السّلام فرمود : إن اللّه عزّ و جلّ فوّض الى المؤمن أموره كلّها و لم يفوّض إليه أن يذلّ نفسه ، أما تسمع لقول اللّه عزّ و جلّ : وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ ؛ « 2 » خداوند امور هر چيزى را به مؤمن واگذار كرده است ، ولى به او اين حق را نداده است كه خود را خوار نمايد ، آيا نشنيده‌اى گفتار خداى را كه مىفرمايد : عزت براى خدا و رسولش و براى مؤمنان است . اگر تشريح و كالبد شكافى را مصداق اهانت و هتك حرمت بدانيم ، به حكم روايات فوق ، وصيّت به آن ممنوع خواهد بود و در حقيقت وصيّت به كالبد شكافى در اين حالت وصيّت به اثم شمرده مىشود كه به حكم آيهء كريمه ممنوع است . بعضى گفته‌اند : وصيّت و اجازه ، موضوع اهانت و هتك را برمىدارد . « 3 » ولى اين سخن ،

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 195 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 424 ، ح 2 . ( 3 ) . محسن خرازى ، نور علم ، شماره 48 ، ص 118 .