دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

187

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

دربارهء مردى كه سر ميّتى را قطع كرد ، امام عليه السّلام مىفرمايد : ديه بر اوست ، زيرا حرمت ميّت ، همانند حرمت او در حال حيات است . نتيجه مىگيريم كه ميّت ذمّى نيز همانند ميّت مسلمان ، حرمت و احترام دارد . كسانى كه نظريهء دوم را برگزيده‌اند و معتقد به عدم حرمت براى كافر ذمّىاند مىگويند : تمام آنچه از روايات ياد شده فهميده مىشود ، آن است كه كافر ذمّى ، تا وقتى كه به شرايط ذمّه عمل كند ، در پناه اسلام است و كسى حق تعرض به جان و مالش را ندارد . امّا اينكه آيا آن حرمت از تعهد و به ذمّهء اسلام درآمدن است يا آنكه خود اهل ذمّه احترام دارند ، چيزى فهميده نمىشود و اگر به اين واقعيت توجّه كنيم كه كافر ذمّى قبل از تعهد و قبول ذمّه اسلام ، جزء دشمنانى شمرده مىشد كه مىبايد با آنان جنگيد ، درمىيابيم كه احتمال نخست درست است ؛ يعنى آن حرمت و ارزش كه جان و مال ذمّى پيدا مىكند ، براى تعهدى است كه به اسلام داده و اين تعهد محترم است . ممكن است به شكل ديگر نيز از روايات پاسخ داد ، كه آنچه روايات ثابت مىكند ، مصونيت جان و مال اهل ذمّهء در پناه اسلام است ؛ يعنى تا وقتى آنها در جامعهء اسلامى زندگى مىكنند ، جان و مالشان مصون و محفوظ است و كسى حق تعرض به آنها را ندارد ، امّا اين مصونيت غير از كرامت و قداستى است كه اسلام براى مسلمانان قائل است ؛ يعنى پرداخت جزيه ، مصونيت ايجاد مىكند و نه قداست و ارزش در ذات انسان و گرنه تفاوتى بين ايمان و كفر از لحاظ نقش و تأثير در سعادت و كمال باقى نمىماند . بنابراين ، روايات هيچ‌گونه احترام و كرامتى در حال حيات اهل ذمه براى آنان ثابت نمىكند تا آن حرمت را پس از مرگشان مستمرّ بدانيم . گذشته از همهء اين‌ها روايت معتبرى از امام صادق عليه السّلام رسيده است كه امام در آن مىفرمايد : مسلمان نبايد كافر ذمى را كفن و دفن كند : سئل عن النصراني يكون في السفر و هو مع المسلمين فيموت ؟ قال لا يغسله مسلم و لا كرامة ، و لا يدفنه ، و لا يقوم على قبره و إن كان أباه ؛ « 1 »

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 703 - 704 ، ح 1 . شايد بر همين اساس است كه فقيهان حكم به حرمت غسل كافر ذمّى كرده‌اند ( ر . ك : تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 4 ) .