دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
180
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
است كه مورد جنايت اوّلا از احترام و قداست برخوردار باشد . و ثانيا آن حرمت و قداست بر اثر آسيب رساندن از ميان رفته است ، امّا در جايى كه از نظر شارع مقدس ، هيچگونه حرمت و ارزش وجود ندارد يا آسيب رساندن به گونهاى است كه حرمتشكنى بر آن اطلاق نمىشود ، نمىتوان گفت جنايت صورت گرفته است . بنابراين ، دليل وجوب ديه ، مبتنى بر اثبات قبلى حرمت و قداست از يك سو و صدق جنايت بر صدمه زدن از سوى ديگر است ، و بدينگونه دليل وجوب ديه ، به مسئله هتك حرمت برمىگردد كه به عنوان دليل جداگانهاى بررسى خواهد شد . امّا از ناحيه نتيجه بايد گفت كه اين دليل بر فرض صحت ، تنها مىتواند يك بعد از فتواها ؛ يعنى حرمت كالبد شكافى ، در مورد ميّت مسلمان ، به صورت قطعى ثابت كند . ولى بعد ديگر ؛ يعنى جواز كالبدشكافى در مورد كافر را نمىتوان به صورت قطعى و ترديد ناپذير از آن استنتاج كرد ، زيرا حرمت كالبدشكافى كافر ذمّى ، مورد اختلاف است و بعضى فقها با توجّه به برخى روايات معتقد به حرمت آن دربارهء كافر ذمى همانند حرمت مسلمان هستند و ما در آينده بدان خواهيم پرداخت . 3 . فوريت كفن و دفن يكى از دلايلى كه معمولا براى اثبات حرمت كالبد شكافى ، بدان تمسك مىشود ، فوريت كفن و دفن ميّت است . مىگويند : روايات متعددى وجود دارد كه دلالت بر وجوب تعجيل در كفن و دفن ميّت مىكند . از سوى ديگر ، تشريح و كالبد شكافى غالبا كفن و دفن ميّت را به تأخير مىاندازد ، پس كالبد شكافى مستلزم عمل حرام است و هر عملى كه مستلزم حرام باشد خود نيز حرام خواهد بود ، پس تشريح ممنوع است . رواياتى كه بر فوريت كفن و دفن دلالت مىكند از اين قرارند : عن أبي جعفر عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : يا معشر الناس ! لا ألقينّ ( الفينّ ) رجلا مات له ميّت ليلا فانتظر به الصبح ، و لا رجلا مات له ميّت نهارا ، فانتظر به الليل ، لا تنظروا بموتاكم طلوع الشمس و لا غروبها ، عجّلوا بهم إلى مضاجعهم