دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
150
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
ب ) شهيد ثانى ( 911 - 956 ه . ق ) در مورد حق فسخ بر آن پندار كه يكى از دو طرف مبتلا به مرض جذام است ، فرموده : العيوب المجوّزة لفسخ النكاح . . . خمسة . . . و الجذام على قول . . . و لأدائه إلى الضرر المنفيّ ؛ فإنه من الأمراض المعدية باتّفاق الأطبّاء و قد روي عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله قال : فرّ من المجذوم فرارك من الأسد ؛ « 1 » عيبهايى كه باعث فسخ نكاح مىشود پنج تا است : از آن جمله جذام است ؛ زيرا سبب ضرر مىشود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را نفى فرموده ؛ چون جذام از مرضهاى واگيردار است و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده : از مجذوم بگريز ، چنانكه از شير درنده مىگريزى . بعضى ديگر از فقيهان نيز مانند اين عبارت و استدلال را آوردهاند و بر تعميم فسخ ، در مسائل مورد نظر خود ، استناد كردهاند . از عبارتهاى فقيهان برمىآيد كه قاعدهء لا ضرر در اين باب سريان دارد و مىتوان آن را جارى كرد . بنابراين ، اگر يكى از دو طرف عقد ، مبتلا به مرض واگيردار ( ايدز و سفليس و . . . ) بوده ، استفاده مىشود كه نبايد با يكديگر ازدواج كنند . اگرچه صاحب رياض بر شهيد خرده گرفته و فرموده : لازمهء اين سخن ، سريان حكم فسخ در هر مرض مسرى است . « 2 » دليل دوم : به عنوان پايه و اساس رهايى از اين ماجرا مىتوان تدليس را ذكر كرد . فقيهان نيز موضوع تدليس را در بسيارى از موارد ذكر كرده و آن را دليل فسخ دانستهاند . آنان دربارهء جبّ تصريح كردهاند كه زن به جهت تدليس مىتواند نكاح را فسخ كند . اگرچه تدليس از باب تفعيل است ، به معناى باب مفاعله استعمال مىشود و دلالت بر مدالسه دارد و « دلس » در لغت به معناى ظلمت و تاريكى است . مدلّس با تدليس خود ، خدعه كرده و مطلب و امر را براى ديگرى غبارآلود مىكند . « 3 » تدليس در مورد بحث ما
--> ( 1 ) . الروضه ، ج 5 ، ص 383 ؛ مسالك الأفهام ، ج 8 ، ص 111 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 363 ؛ الخصال ، ص 520 ؛ وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 273 . ( 2 ) . رياض المسائل ، ج 2 ، ص 133 . ( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 362 .