دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
122
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
علقهء پدر و فرزندى است و شارع مقدس بر علقهء پدر و فرزندى و همينطور برادر و خواهرى آنان آثارى مترتب مىكند ، كه از آن جمله است : ارث بردن آنان از يكديگر ، و حرمت نكاح آنان با خويشان پدرى . اين نكته در فرمايش امام خمينى مبهم است كه فرموده : « لا أم لها » ، زيرا اگر در علم طب ثابت شد كه حتما بچّه از دو جزء منى مرد و زن به وجود مىآيد و تخمك مرد به تنهايى در اين امر بسنده نمىكند ، در اين صورت هرچند بچّه آزمايشگاهى است ، و در رحم مادر پرورش نيافته ، بچّهء همان مادر خواهد بود ، زيرا به همان اندازه كه مرد در تكوين فرزند اهميّت دارد ، زن نيز در شكلگيرى بچه داراى اهمّيت است . بر اين اساس مادر او محسوب مىشود و احكام فوق بر مادر و خويشان او نيز ثابت خواهد بود . بلى ، امام اين مسئله را بيان كردهاند كه اگر بچّه در رحم مادر تبديل به « علقه » شد و بارورى خود را به طرف خلقت كامل شروع كرد ، يا تبديل به « مضغه » شد و يا بچه تبديل به گوشت شد و روح در بدن او دميده شده ، و او را به جهت مشكلات جسمى مادر از رحم او خارج كردهاند و يا مادر مرده و بچّه زنده مانده و بچّه را از شكم مادر قبل از تولد خارج كردهاند و در دستگاه گذاشتهاند تا مراحل خلقت را بگذراند ، آيا در اين صورت ، اين زن ، مادر فرزند محسوب مىشود ، چنانكه صاحب منى پدر او محسوب مىشود ؟ امام خمينى معتقد است كه در تمام اين صورتها ، زن مادر او محسوب مىشود . البته ايشان صورت فوت مادر را مطرح نكردهاند : لو انتقل الحمل في حال كونه علقة أو مضغة أو بعد ولوج الروح من رحم امرأة إلى رحم امرأة اخرى فنشأ فيها و تولّد ، هل هو ولد الأولى أو الثانية ؟ لا شبهة في أنّه من الأولى إذا انتقل بعد تمام الخلقة و ولوج الروح ، كما أنّه لا إشكال في ذلك إذا أخرج و جعل في رحم صناعيّة و ربّي فيها ، و أما لو أخرج قبل ذلك حال مضغته مثلا ففيه إشكال . نعم لو ثبت أن نطفة الزوجين منشأ للطفل ، فالظاهر