محمد دريايى
580
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
خشكى و خشكى را با رطوبت و فرمودهى رسول خدا را به كار مىبندم . آگاه باش كه معده ، كانون بيمارىهاست و پرهيز درمان بيمارى و من بدنم را به پرهيز عادت دادهام و امر همهى اينها نزد خداوند است . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا طب غير از اين است ؟ ! و آيا فكر مىكنى اين مطالب را از كتب طب آموختهام ؟ خير بلكه اين علم از طرف خداوند به ما عطا شده است . امام صادق عليه السّلام از طبيب هندى سؤال كرد : آيا من داناتر به طب هستم يا تو ؟ هندى گفت : حتما من داناتر هستم ! امام فرمود : پس از تو سؤال مىكنم ؟ هندى گفت : سؤال كن ! امام از او بيست مسأله پرسيد او فقط گفت نمىدانم . امام فرمود : اما من جواب همهى اينها را مىدانم و به تو مىگويم . هندى گفت : جواب اين مسايل را بفرماييد ! امام فرمود : در سر انسان رگهاى زيادى است زيرا اگر اين رگها نبود سر خالى بود ، و هر آينه « سردرد » سريعتر ايجاد مىشد ولى اين مويرگها و انشعابات زيادى رگها باعث دورى سردرد مىشود . و بر پوست سر مو را قرار داد تا به وسيلهى آنها روغن را به مغز برساند و از اطراف آنها بخار مغز خارج شود و سرما و گرما را از مغز دور كند و پيشانى را خالى از مو قرار داد تا جلوى عرق سر را بگيرد و داخل چشم نريزد همانطور كه نهرها در روى زمين آبها را در خود حبس مىكند . و قرار داد بالاى چشمها دو ابرو براى اينكه نورى كه از خارج به چشم تابش مىكند كنترل شود . آيا نمىبينى اى هندى وقتى نور بر چشمان كسى غلبه مىكند دستش را بالاى آن مىگذارد تا اذيت نشود . و بينى را بين دو چشم قرار داد تا نور را بهطور مساوى به دو چشم تقسيم كند . و چشم را شبيه بادام قرار داد به خاطر اينكه دارو به دليل انحنا و شيب آن در چشم از گوشههاى آن جريان يابد و بيمارى و درد خارج شود و اگر چشم به شكل مربع يا دايره بود و چنين شيبى وجود نداشت امكان درمان و جريان يافتن دوا فراهم نبود . و سوراخ بينى را در پايين چشم قرار داد تا مواد زايد مغز خارج شود و بوى مواد