محمد دريايى
572
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
شوى فقط به اين سبب كه ويژگىهاى آن را نمىدانى و يقين ندارى كه نيست ؟ ! ابن ابى العوجاء : نه ، نمىتوانم منكر باشم . امام : جهان ؛ بزرگتر ، درازتر و پهنتر از آن كيسه است شايد در آفرينش جهان ، صنعت و تكنيكى به كار رفته است كه تو از آن بىاطلاعى و اصولا تو از ويژگى يك صنعت تا صنعت ديگر بىخبرى . ابن ابى العوجاء : كاملا درمانده و مغلوب شده بود [ و با مشاهدهى اين صحنه ] برخى از هواداران او به اسلام گرويدند ؛ اما بعضى ديگر همچنان بر كفر و الحادشان باقى ماندند . « 1 » سومين روز باز ابن ابى العوجاء نزد امام صادق عليه السّلام آمد و گفت : پرسش خود را بهگونهى ديگرى مطرح مىكنم . امام : هرچه و هرطور مىخواهى بپرس ! ابن ابى العوجاء : چه دليلى هست بر حدوث اجسام ؟ امام : ما هيچ جسم بزرگ و يا كوچكى نيافتيم مگر اينكه اگر همان اندازه بر آن اضافه كنيم ، بزرگتر مىشود ، و همين امر باعث زوال حال نخست و انتقال از وضع اول به وضعيت دوم مىگردد . هرگاه اين جسم ، ازلى و قديم مىبود وضعيتش دگرگون نمىشد و حال به حال نمىگرديد و همين اندازه كه هر جسم زوال مىپذيرد و از حالى به حالى انتقال مىيابد جايز است بعد از هستى ، باطل و معدوم گردد و چون بعد از نيست ، هست شده است پس دلالت بر حدوث دارد و جسم در رديف حادثات قرار مىگيرد و حدوث با قدم و وجود ازلى با عدم در يك موجود قابل جمع نيستند . ابن ابى العوجاء : فرض كنيم كه از اعراض دو حالت و دو زمان بر اجسام آنطور كه شما فرموديد و استدلال كرديد حدوث مواد و اجسام را دريافتيد ؛ اما اگر اجسام و مواد در همان حالت ابتدايى و خردى باقى مىماندند چگونه مىتوانستيد حدوث آنها را اثبات كنيد ؟ ! امام : موضوع بحث و صحبت ما اين جهان فعلى با اين ويژگىهاست و اگر آن را برداريم و جهانى ديگر با خصوصيات و قوانينى تازه جايگزين اين جهان كنيم دليلى بهتر از اين بر
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 76 .