محمد دريايى
570
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
امام : آرى چنين مىگوييم . ابن ابى العوجاء : من هم خالق و آفريدگارم . امام : چگونه ؟ ابن ابى العوجاء : در مدفوعى كه از من خارج مىشود و سپس كرمهايى در آن بوجود مىآيد ، آنها مخلوق و آفريدهى من هستند ! امام : آيا آفريدگار نبايد بداند كه مقدار و اندازهى آفريدههايش چقدر است ؟ ابن ابى العوجاء : آرى بايد بداند . امام : آيا مىدانى كه كداميك از آن كرمها نر و كداميك ماده است و عمر آنها چقدر است ؟ او [ كه جوابى نداشت شرمسارانه ] سكوت اختيار كرد . « 1 » نظير اين بحث را امام صادق عليه السّلام با جعد بن درهم نيز داشته است او كه از گمراهان و بدعت گذاران بود ، روز عيد قربان به دست والى كوفه به سبب همين ضلالتها و بدعتهايش كشته شد . ابن شهرآشوب مىنويسد : گويند او در درون شيشهاى مقدارى خاك و آب ريخت و چندى بعد كرمها و حشرههايى در آن پديدار شدند او آن شيشه را به اطرافيانش نشان مىداد و مىگفت : اينها را من آفريدهام و سبب هستى آنها من هستم ! اين ادّعاى او به گوش امام جعفر بن محمد ( عليهما السّلام ) رسيد ، فرمود : اگر او راست مىگويد ، تعداد آنها را معين كند و بگويد چند تا نر و چند تا ماده هستند وزن هريك چقدر است . اگر او آفريدگار آنهاست بايد اينها را هم بداند و مىتواند فرمان دهد تا آنها كه به اين صورت درآمدهاند به شكل ديگرى نيز درآيند . ابن درهم كه خود را درمانده مىديد از شهر فرار كرد . « 2 » ابن ابى العوجاء روز دوم نزد امام صادق عليه السّلام آمد و درحالىكه مهر سكوت بر لب داشت و حرف نمىزد در كنارى نشست . امام : گويا آمدهاى دوباره مطالب را پى بگيرى ؟ ابن ابى العوجاء : آرى چنين تصميمى دارم ، اى فرزند رسول خدا !
--> ( 1 ) . توحيد صدوق ، ص 296 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، ج 4 ، ص 251 ، به نقل از غرر المرتضى .