محمد دريايى

564

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

ناگزيرند . آنها جز مكان و جايگاه خود را ندارند . اگر توان و قدرت آن را داشتند كه به اختيار بروند ، پس چرا برمىگردند ؟ و اگر آنها در اين آمدوشد مسخر و مقهور نيستند پس چرا شب ، روز و روز ، شب نمىگردد ؟ به خدا سوگند ، اى برادر مصرى ! آنها در اين گردش و طلوع و غروب ناگزيرند و آن قدرتى كه آنها را به گردش مجبور ساخته بسيار بزرگتر و استوارتر است . زنديق : راست مىفرماييد . امام : اى برادر مصرى ! اينكه شما مىپنداريد دهر و روزگار منشأ هستى پديده‌هاست ، پس اگر اين‌طور است كه روزگار انسان‌ها را مىآورد پس چرا آنها را برنمىگرداند ؟ و اگر روزگار است كه انسان‌ها را برمىگرداند ، پس چرا دفعتا آنها را نمىبرد ؟ ! مردم در اين خلقت و در اصل آفرينش مجبور و ناچارند . اى برادر مصرى ! چرا آسمان ، بالا و زمين پست است ؟ چرا آسمان روى زمين نمىافتد ؟ چرا قشرها و طبقات زمين درهم نمىريزند ؟ چرا آسمان و زمين باهم برخورد نمىكنند ؟ و چرا مردم و موجودات روى زمين به هم نمىچسبند ؟ زنديق : همه‌ى آنها را پروردگارشان و سرورشان نگاه داشته است . هشام مىگويد : آن مرد زنديق به دست امام ابى عبد اللّه عليه السّلام مسلمان شد و حمران بن اعين گفت : فدايت شوم : اگر زنديقيان و ملحدان به دست شما اسلام مىآورند ، كافران نيز به دست پدر ( جدّ ) شما به اسلام مىگرويدند . سپس مرد زنديق كه به اسلام مشرف شد ، از امام تقاضا كرد كه او را از شاگردان خود قرار دهد و امام او را به هشام بن حكم سپرد و فرمود كه آموزش‌هاى لازم را به او تعليم دهد و خود آن مرد بعدا از معلمان دينى اهل شام و مصر شد و اسلامش مورد پسند و مورد رضايت امام قرار گرفت . « 1 »

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 72 . در مرآة العقول ، ج 1 ، ص 243 و 239 آمده است : امام در اين گفتار نغزش با مرد مصرى از سه راه به اثبات صانع مجرد و منزه از همانندى پديده‌ها پرداخته است : الف . ابطال پندار كسانى كه حوادث و پديده‌هاى جهان خاكى را به گردش‌هاى فلك منسوب مىدارند و گردش فلك را در ذات خود محتاج به علت نمىدانند ! ب . رد مذهب كسانى كه دهرىاند و روزگار را مبدأ و عالم كون و فساد را ناشى از دهر و روزگار مىدانند ! ج . همه‌ى پديده‌هاى عالم و تمام اجزاى جهان اعم از علوى و سفلى ( آسمانى ، زمينى ) مجموعهء به هم