محمد دريايى

556

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

پيامبر : البته خالق و آفريدگار جز با آن وصفى كه خود را توصيف كرده قابل وصف نيست و چگونه ممكن است آفريدگارى كه حواس از دريافت و درك او ناتوان و انديشه و مرغ خيال از رسيدن به دامنه‌ى هستى او عاجز ، وامانده و افكار از احاطه به وجود او قاصر و چشم‌ها در ديدنش قاصرند توصيف شود ؟ ! او برتر از توصيف توصيفگران است دور است ، در عين نزديكى ، نزديك است در عين دورى . چگونگىها را او بوجود آورده پس نمىتوان گفت كه هستى او چگونه است ؟ جاىجاى هستى را او جاسازى كرده و آفريده است پس نمىتوان گفت وجود او كجاست ؟ ! پس اوست ذات بىهمتاى احد و صمد . همان‌طور كه خود وصف فرموده و توصيف‌گران نمىتوانند به شايستگى ، او را توصيف كنند ، نزاده و زاده نشده و احدى مثل و مانند او نيست . مرد يهودى : راست گفتى اى محمد ! اما همين سخن را كه گفتى او شبيه هيچ چيز نيست ، براى من توضيح بده . مگر نه آن است كه خدا واحد و يگانه است ؟ انسان هم [ در نوع خود ] يگانه است پس خدا و انسان در وحدانيت و يگانگى شبيه همند ! پيامبر : خداوند يگانه است و وجودش بسيط است اما وجود انسان دوگانه است و مركب از جسم و عرض بدن و روح مىباشد [ پس اينكه گفته مىشود خداوند واحد است و انسان هم در نوع خود واحد ] اين تشبيه فقط در مفهوم وحدت است نه به‌معناى مطلق كلمه . مرد يهودى : راست فرمودى اى محمد « 1 » آيا اين سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صراحت در تنزيه خداوند از جسمانيت ندارد و اينكه او ابدا شبيه آفريده‌هايش در ذات و صفات نيست ؟ و آيا خود قرآن با بيان فصيح اعلام نمىكند : « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ » « 2 » آيا به راستى همين آيات صريح و روايات واضح از رسول خدا در تفسير و توجيه آيات متشابه قرآن و تأويل ظواهر آنها كافى نبوده است ؟ آيا حكم عقل در تنزيه و تقديس خداوند از جسمانيت و عوارض مادى آن و به طور كلى از همانندى پديدارها و هم‌سنخى ممكنات كفايت نمىكند ؟ و نمىدانم چگونه برخى از اين جادوگران حيله‌گر چشم‌ها و دل‌هاى برخى مردم را كور كرده و به خصوص در صدر اسلام عده‌اى را در مسأله‌ى توحيد و خداشناسى دچار خطا و تشكيك و اشتباهاتى نموده‌اند !

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 3 ، ص 303 . ( 2 ) . الانعام / 10 .