محمد دريايى
549
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
اين آفتها و مصيبتها هشدارى نيستند كه گاهى براى تنبّه بشر و اصلاح آنان رخ مىدهند و فورا بر طرف شده و پس از پيدايى حالت يأس و نوميدى [ و توجه به پروردگار ] پايان مىيابند ؟ بنابراين اين رويدادها ، موعظه و پندى هستند براى انسان و رفع آنها ، رحمت و لطفى است از سوى پروردگار جهان . معطله « 1 » و مانويان ناملايمات و مصايب و آسيبهاى حيات بشرى را سخت زير سؤال برده و گفتهاند : اگر جهان ، آفريدگارى رئوف و مهربان مىداشت ، اينگونه رويدادهاى ناخوشايند و تلخ بوجود نمىآمد ! به پندار خام اينان ، زندگانى انسان در اين عالم بايد از هرگونه حوادث تلخ و ناگوار طبيعى به دور باشد ؛ درحالىكه آنان غافل از اين هستند كه اگر چنين مىشد بشريت آن چنان دچار سركشى و طغيان مىگرديد كه دين و دنيايش را تباه مىساخت همان گونه كه بسيارى از ثروتمندان و صاحبان زر و زور از خداى خويش بىخبر و مست مال و منال مىشوند و حتى برخى از آنان فراموش مىكنند كه بشر مخلوقى هستند . چرا كه خود را بالاتر انگاشته و چنين مىپندارند كه آسيبها و ناملايمات به آنان راه ندارند و نيز از ياد مىبرند كه بايد ناتوان را مورد محبت قرار دهند و به بينوا احسان كنند و يا گرفتارى را تسلّى دهند و در رفع اندوه و غصه از اشخاص مغموم بكوشند پس موقعى كه چنگال حوادث ناخوشايند آنان را گرفتار ساخت و تلخى مصايب و ناملايمات را چشيدند خواه ناخواه به خود آمده و پردهى جهل و غفلت از جلوى چشمانشان كنار مىرود و به بسيارى از وظايف و مسئوليتهاى انسانى توجه پيدا مىكنند . در حقيقت مثل اينان در ناخوش پنداشتن اين بلايا و گرفتارىها مثل اطفال خردسالى است كه از داروهاى تلخ و ناگوار بدشان مىآيد و ممنوعيت از غذاهاى زيانبار را خوش ندارند و از كار و
--> ( 1 ) . معطلهى عرب عبارت بودند از : الف . منكران صانع و بعث و قيامت كه در اصطلاح قرآن ، دهريان و طبيعتگرايان خوانده شدهاند . ( الجاثيه / 24 و الاعراف 185 ) . ب . گروهى كه خدا را قبول داشتهاند ولى بعث و نشر را انكار مىكردند . ج . گروه سوم بتپرست بوده و انبيا و رسولان را قبول نداشتهاند نگاه كنيد به ملل و نحل ، ج 2 ، ص 253 ، با تحقيق سيّد محمد گيلانى .