محمد دريايى
32
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
انديشيدهاند . گفتم : گويا تو مىخواهى انصاف را رعايت كنى و به عهدى كه با من بستى وفا نمايى . به من بگو كه چگونه آن حكيم اين علوم و دانشها را فراگرفته است ؟ فرض كن كه او تمام آن داروهايى را كه در كشورش هست و حتى زعفران را كه در بلاد فارس ( ايران ) يافت مىشود همه را شناخته است آيا چنين مىتوانى تصور كنى كه او در پى گياهان زمين رفته و گياه به گياه و درخت به درخت را آزموده تا همه چيز براى او روشن و آشكار گشته است ؟ آيا عقل تو چنين حكمى مىكند كه حكيمانى قادر بودهاند كه همهى سرزمين فارس را زير پا گذارند . و تمام گياهان و درختان آنجا را يكىيكى بيازمايند و بچشند يا با حواسشان آنها را شناسايى نمايند و بر آن درختى كه معجونى از اين داروهاست و از طريق حواس هم قابل شناخت نيست دست يابند ؟ فكر كن كه او مىدانسته هيچ دوايى نيست مگر با هليلهى هندى ، كندر رومى و مشك تبتى ، دارچين چينى ، شيرهى خشخاش مصرى ، صبر يمنى ( نوعى گياه به نام آلوئهورا كه شيرهدار بوده و از خانواده سير و پياز ) بوره يا بوراكس ارمنى و ديگر معجونات گياهى كه در سرتاسر زمين پراكندهاند تركيب شود . او چگونه مىدانسته است كه برخى از اين داروها كه داروهاى گياهى مختلفى هم هستند تنها در صورت تركيب است كه سودمند واقع مىشوند و در غير اين صورت به شكل مفرده و عدم تركيب آنها فايده نداشته و افاقه نمىكند ؟ يا چگونه اين حكيم به محل رويش اين داروها كه در رنگها و انواع مختلف بوده و متضاد و مخالف يكديگرند و در كشورهاى متفاوت و پراكنده از هم مىرويند ، رهنمون شده است ؟ درحالىكه اين گياهان دارويى شامل آوندها ، برگها ، ميوهها و عصارههاى گياهان مىباشند و گاه به صورت مايع و گاه به صورت روغن هستند برخى عصارهشان گرفته و پخش مىشود و برخى هم عصاره و شيرهى آنها گرفته مىشود اما طبخ نمىگردد . اين گياهان به زبانهاى متفاوت نامگذارى شدهاند و مردم اين كشورها باهم در تضاد و دشمنى بوده و متفاوتند و با زبانهاى متفاوت پراكندهاند . از طريق جنگ و ستيز بر يكديگر غلبه مىجويند و با كشتار و اسارت سر جنگ با يكديگر دارند . به نظر تو آيا اين شخص تمام اين كشورها را مىگردد و پيگيرى مىكند تا هر زبانى را