محمد دريايى
314
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )
حيوان گوشتخوار مانند سگ و يك حيوان علفخوار مانند اسب و خوك كه تقريبا همه چيز مىخورد ، هيچ شباهتى به دندانهاى انسان ندارد ، همچنين معدهى انسان بسيار نازك و كمقدرتتر از معدهى حيوانات گوشتخوار مىباشد كه بتواند تكههاى گوشت را به آسانى هضم كند . درصورتىكه معدهى جانوران گوشتخوار به اين علّت كه آنها گوشت را نجويده فرو مىبرند ، به راحتى و تناسب ، عمل هضم گوشت را انجام مىدهد و در واقع براى اين كار اختصاص يافته است . همچنين معده و بهطور كلى دستگاه گوارش انسان ، همهى آنزيمهاى لازم براى تجزيهى نيتروژن موجود در گوشت را ندارد و كبد انسان نيز نمىتواند اين نيتروژن اضافى وارد شده به جريان خون را بهطور كامل دفع كند در نتيجه بيمارىهايى مثل نقرس و روماتيسم و بيمارىهاى عصبى هم به وجود مىآيد . از طرفى طول رودههاى گوشتخواران كم است و گوشت در آن خيلى توقف نمىكند كه فاسد و مسموم مىشود . پس زياد بودن طول رودههاى انسان يك دليل ديگر بر عدم گوشتخوارى اوست زيرا گوشت در رودههاى انسان مىماند و فاسد مىشود و توليد ميكروبهاى مضر مىنمايد . همچنين سبب ايجاد ناراحتىهاى گوارشى مىگردد ، چنانچه زخم معده و روده و آپانديسيت در نتيجهى همين فساد عارض مىگردد . جدا كردن عضله از استخوان كه انسانها آن را به اين صورت مصرف مىكنند نشان مىدهد كه گوشت يك نياز طبيعى بدن نيست زيرا اگر طبيعى بود ، مىبايستى استخوان را هم همراه آن مصرف مىنمود زيرا املاح معدنى ، نيازى مبرم و مهم براى ادامهى حيات هستند و جانوران گوشتخوار آن را از استخوانهاى شكار خود مىگيرند . همچنين ساير مواردى كه گواهى بر گياهخوار بودن انسان هستند به اين شرح قابل بيان مىباشند : دهان انسان مانند پوزهى گوشتخواران قابليت اتساع ندارد و نمىتواند قطعات بزرگ را ببلعد . همينطور نحوهى آب نوشيدن او - كه ليس نمىزند - و دستهاى او كه بدون پنجه است و چشم او كه در تاريكى قدرت بينايى ضعيفى دارد و براى شكار مناسب نيست و همينطور حس بويايى او كه براى تشخيص وجود شكار تخصص نيافته است ، همه و همه دلالت بر گياهخوارى انسان دارد . در مقابل ، او مىتواند به راحتى از درخت بالا رود و ميوه بچيند ولى نمىتواند مانند حيوانات درنده جستوخيز كند و طعمه را به دام بيندازد . انسان طبيعتا از كشتار و خون گريزان است و نمىتواند طعمه را بهطور زنده و همراه با