محمد سعيد جانب اللهى
78
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در اصفهان چهارتخمه لعابدار ( شامل : بهدانه ، بالنگو ، تخم ريحان ، قدومه ) تجويز مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در الموت براى مريض غذاهاى نرم تجويز مىكنند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 231 ؛ نيز - درمان با منشأ حيوانى ) . در دليجان بالنگو را در آبجوش حل كرده مىخورند ، با گل اروانه يا دمكردهء تخم سفيد نيز درمان مىكنند ( نوبان و ديگران ، 1382 : 234 ) . در كرمان لعاب اسپرزه « 1 » ( تخم سفيد ) يا ختمى سفيد تجويز مىكنند ( ستوده : 7 و 66 ) . در راور از جوشانده برگ گازرون « 2 » استفاده مىشود ( كرباسى راورى : 159 ) . سرفه در ميبد ريشهء متك « 3 » را جوشانده مىخورند ( حيدريهزاده : 79 ) . در ايرانشهر با روشهاى زير درمان مىكنند : 1 . شاخ يا برگ خشك درخت پوزيچ را مىجوشانند و آب آن را مىخورند . 2 . ساقه و شاخه درخت ازگند را مىجوشانند و آب آن را مىخورند . 3 . كوبيده شاخه درخت ازگند را با روغن محلى مخلوط كرده مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 254 ) . در يزد دمكردهء گل زوفا و شربت نيلوفر يا اسفرزه را در آب مىريزند و مىخورند ، دمكردهء به دانه و مغز پوستكندهء بادام در آب جوش يا حريره ريخته مىخورند ( جانب اللهى و ديگران : 46 ) . عشاير بويراحمدى براى درمان سرفه از گلگاوزبان استفاده مىكنند ( نامهء نور ، ش 10 و 11 ) . در خراسان از شيوههاى درمانى زير استفاده مىكنند : 1 . دانهء سپستان را مىجوشانند و شيرهء آن را با آش شلغم مىخورند . 2 . مقدارى آرد گندم در سر قليان مىگذارند و به جاى تنباكو مىكشند . 3 . اندكى پيهء بز و قدرى انزروت با دو ارزن ترياك مخلوط مىكنند و از آن چند دانه حب مىسازند و مىخورند . 4 . لعاب دانهء به يا صمغ عربى مىمكند . 5 . سه روز متوالى نشاسته و آش گشنيز و روز چهارم يك كاسه دوغ با برگ گل سرخ
--> ( 1 ) . esparze ( 2 ) . گياهى است علفى كه معمولا در دامنهء كوهها مىرويد ، قسمتهاى مورد استفادهء اين گياه ميوه و برگ و سرشاخههاى جوان آن است . ( همانجا ) ( 3 ) . فتك ( Matk ) : شيرينبيان