محمد سعيد جانب اللهى

75

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

در سيستان جوشاندهء گياه تلخى مىخورند ، يا روند « 1 » كه چوب قرمزى دارد ، با ترياك مىكوبند و صاف مىكنند و مىكشند ( جانب اللهى ، 1381 : 242 ) . در ميرجاوه گياه جور « 2 » را مىجوشانند و شيرهء آن را به محل ورم مىمالند ( همان : 247 ) . در ايرانشهر جوشاندهء ريشه و ساقهء برنجاسك يا جوشانده بارهنگ مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 254 ) . در خراسان ريشهء گل ختمى و سكنگور ( تاجريزى ) را مىكوبند و از آن ضمادى مىسازند و بر گلوى بيمار مىبندند ( شكورزاده : 251 ) . در سنگسر : 1 . پنيرك پخته را براى رفع درد و ورم گلو و چارشاخى كه نوعى زخم گلوست و درد ناى ، به موضع درد مىمالند . 2 . انگوم درخت زردآلو را آسيا مىكنند و با اندكى آب يا زرده تخم‌مرغ درهم آميخته و به محل لوزه‌ها و مواضع درد مىبندند . 3 . غدومه ( قدومه ) را در آب مىخيسانند و اندكى گرم مىكنند و براى رفع لوزتين و درد گلو به موضع درد مىبندند ( اعظمى : 55 ) . در الموت ، جوشاندهء هستهء به ، شلغم ، چغندر ، آب‌پز ، شير گاو مىخورند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 229 ) . كردها با اسفناج ، بنفشه ، سماق درمان مىكنند ( صفىزاده : 181 ) . در كرمان با لعاب اسپرزه « 3 » ( تخم سفيد ) يا ختمى سفيد درمان مىكنند ( ستوده : 7 و 66 ) . در شهر كياكلا ( قائم‌شهر ) چغندر پخته دور گلو مىبندند . در روستاى جمال كلا ( قائم‌شهر ) سبوس را با نمك حرارت مىدهند و روى گلو مىبندند ( حسنى و ديگران 1382 : 243 ) . در اصفهان اگر خارش گلو ( خارخار ) باشد از عوارض سردى است و درمان آن آب نبات است ، اگر در اثر تيروييد باشد ، خاكشير يا يك قاشق مرباخورى آب‌ليمو تجويز مىشود و اگر معمولى باشد ، ناخنك و خارخسك را به طور مساوى باهم مخلوط كرده مىجوشانند و غرغره مىكنند ( جانب اللهى و آذرمهر ، 1371 : 20 ) . اوريون در بافق هندوانهء ابو جهل را در هاون كوبيده و روى ورم گلو مىمالند ( جانب اللهى 1384 : 120 ) . در اصفهان زيبق كشته « 4 » را ملغمه و با روغن پيه مخلوط مىكنند و به موضع درد مىمالند

--> ( 1 ) . ravand ( 2 ) . jowr ( 3 ) . esparze ( 4 ) . براى كشتن زيبق آن را در هاون سنگى با دستهء سنگى هاون فشار مىدهند تا پودر شود و از حركت بيفتد .