محمد سعيد جانب اللهى
62
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
را اول با مالش دادن بىحس مىكردند بعد تيغ مىزدند ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 27 ) . چشمدرد در لرستان براى دفع چشمدرد يا براى زياد شدن سوى چشم با ميل عسل در چشم مىكشند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 264 ) . در بافق براى درمان چشمدردهاى شديد ، دمكردهء گل زوفا و گلگاوزبان مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . در ميبد شيوههاى مختلف زير را به كار مىبندند : الف . چشم « 1 » را لاى سرگين الاغ ماده گذاشته داخل آتش قرار مىدهند . چشم مىشكفد ( مىتركد ) ، مغز آن را بيرون مىآورند و پودر مىكنند و مقدار كمى از آن را در چشم مىريزند . ب . گرد سفيدى كه از مكه مىآوردند ( گرد پنىسيلين ) در چشم مىريختند . ج . گاو زبان ، عناب ، سپستان ، قهوه ، تخم گشنيز ، تخم خشخاش مىسابيدند ، شيرهء آن را مىكشيدند و مىخوردند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ، نيز - ماكياندرمانى ) . در سيستان چشم را كه تخم گياه خودرويى است مىكوبيدند و آب آن را در چشم مىريختند ، براى تسكين درد ترياك مىكشيدند ، جوهر قرمزرنگى نيز بود كه در چشم مىريختند ( جانب اللهى ، 1381 : 241 ) . در ميرجاوه گياه هرس « 2 » را مىكوبند و پودر آن را مثل سرمه به چشم مىكشند ( همان : 246 ) . همچنين براى ورم ، بذر دانيچك « 3 » را كه علف خودرويى است با خمير و شير مخلوط كرده روى چشم مىبندند ( همان : 247 ) . در ايرانشهر 1 . مقدارى آب قليان در چشم مىريزند . 2 . كوبيده برگ ايشورگ روى آن مىگذارند . 3 . چشم را با چاى غليظ شستشو مىدهند . 4 . هر شب قبل از خواب سيبزمينى خام را دو نيمه كرده گرم مىكنند و روى چشم مىبندند ( همان : 252 ) .
--> ( 1 ) . c ? as ? om ( 2 ) . haras ( 3 ) . d nic ? k