محمد سعيد جانب اللهى

56

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

سير ، بنفشه ، به ، انار ، ثعلب ، ازگيل ، شبدر ، تخم تمشك ، برگ كرفس ، شلغم ( صفىزاده : 177 ) . در راور دواى سرسام كه معجونى است مركب از نيل باد ، جنگ ، توتيا و صبر كه ضماد كردهء آن بر شقيقه ، بينى و ميان دو ابرو ، در رفع زكام ، عطسه و باد نزله مؤثر است ( كرباسى راورى : 155 ) . سرماخوردگى در ساوه از برگ درخت گردو ( سالارى : 334 ) و در ايلام و لرستان با شيوه‌هاى زير درمان مىكنند : 1 . خوردن دم‌كردهء ازبوه 2 . دم‌كردهء كولكنه 3 . دم‌كردهء گل بنفشه 4 . جوشاندهء گل ذرت 5 . دم‌كرده گل اسطوخودوس ( اسديان و ديگران : 267 ) . در بافق دم‌كردهء پرسياوش ، مرزنگو ، خارخسك « 1 » ، گل زوفا ، شاهتره و گشنيز مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . در سيستان بلغور گندم را تفت داده به مريض مىدهند . همچنين برگ گياه مسار « 2 » كه شبيه برگ زردك است ، و ازگن « 3 » و دارچين را مخلوط كرده با چاى دم مىكنند و به مريض مىدهند ( جانب اللهى ، 1381 : 242 ) . در ايرانشهر گياهى به نام چارماهنگ « 4 » دم كرده و آب آن را مصرف مىكنند يا نعناع مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 254 ) . عشاير بويراحمدى از جوشاندهء گياه پشموك « 5 » و ثعلب استفاده مىكنند ( نامه نور ، شماره 10 و 11 ، فرهنگ زندگى ، « داروهاى عاميانه » ) . در اصفهان ناخنك ( اكليل الملك ) ، بادرنجوبه ، مريم نخودى ( سرماخوردگى ريوى ) ، ريشهء ايرسا « 6 » ، پوست كوكنار تجويز مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

--> ( 1 ) . x r xesak ( 2 ) . mas r ( 3 ) . ezgen ( 4 ) . c ? rm hang ( 5 ) . pas ? mok ( 6 ) . ires