محمد سعيد جانب اللهى

48

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

4 . دلاك : كه علاوه بر كشيدن دندان ، كار ختنه و رگ‌زنى را نيز انجام مىداد . 5 . غربتى ( كولى ) ، حجامتگر : حجامت و زالودرمانى توسط زنان كولى انجام مىشد كه هنوز كم و بيش رواج دارد . رمال ، جام‌زن ، جن‌گير ، آيينه‌بين ، تول‌گير ، ادوم‌دار ، صاحب اجاق نيز از گروه‌هايى هستند كه در امر طبابت دخالت داشته‌اند . گونه‌اى از قوم پزشكى نيز در نزد اقوام گوناگون مشاهده مىشود كه در آن جادو معجزهء شفا ، و جادوگر همان درمانگر است . مردان و زنان مقدس از اين نيروى جادويى برخوردارند . پرخان‌هاى تركمن ، باباها و ماماهاى جنوب ايران نمونه‌هايى از اين درمانگران در ايرانند . پزشكى بومى موجود ، در چشم‌انداز جادو ، نظامى از آسيب‌ها را بر مبناى تقابل دو نيروى شر و نيك تدوين مىكند و به كمك جادوى سفيد سعى مىورزد تا جادوى سياه را بىاثر ساخته و نيروى شر را از تن بيمار دور گرداند ( ملك‌راه : 125 ) . ابزار و وسايل طب سنتى 1 . جوغن « 1 » : هاون چوبى استوانه‌اىشكل كه از تنهء درخت گز ساخته شده و دستهء آن سنگى است ، از اين وسيله براى كوبيدن داروهاى گياهى استفاده مىشود . 2 . نى : قطعه نى ناودانىشكلى است كه شكافى شبيه قلم نى دارد ، و وسيله‌اى براى ختنه كردن است . 3 . پاكى « 2 » : از انواع تيغ سلمانى و مخصوص ختنه كردن است . 4 . كوزه يا دوره « 3 » : ظرف سفالى كوچك جهت نگهدارى زالو است . 5 . شاخ گاو : يا وسيله‌اى شبيه آن ، كه از ابزار كار حجامتگر است . شاخى درون‌تهى است ، كه لبه‌اش را نرم و صيقلى ساخته بودند ، به ته باريكش تكه چرمى كه سرش روى مجراى شاخ برمىگشت مىبستند . حجامتگر پس از قرار دادن شاخ بر پشت ، چرم را كنار مىزد و با مكيدن ، گوشت حجامت را درون شاخ مىكشيد ، و تا هوا داخل آن نشده چرم را به در آن برمىگرداند . بعدها شاخ حجامت از شيشه ساخته شد ، كه چرم آن را حجامت‌چى اضافه مىكرد ( شهرى : 2 / 689 ) . 6 . مهرهء عقيق : براى داغ‌درمانى استفاده مىشود . 7 . ميخ فلزى : براى داغ‌درمانى استفاده مىشود

--> ( 1 ) . juyan ( 2 ) . p ki ( 3 ) . dura