محمد سعيد جانب اللهى
330
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
انزروت ( anzarut ) : صمغ درختى است خاردار به بلندى دو ذرع ، برگ آن شبيه به برگ مورد است ( شكورزاده : 267 به نقل از مخزن الادويه ) . شيرهاى از اين گياه به بيرون مىتراود كه به صورت دانه درآمده و در پاى بوته مىريزد ، دانهها را جمع مىكنند ( نوربخش : 319 ) . دود آن براى گوشدرد و دفع مورچه مفيد است ( ستوده : 10 ) . برونشيت : ذات الريه ، ورم ريه باد سفيد : اگر اين باد در بدن بريزد بدن ورم مىكند و سفيدرنگ مىشود . بن گوش پايين اومدن : ورم كردن غدد بناگوش در اثر سرماخوردگى معمولا آن را بالا مىكشند و آماس بهبود پيدا مىكند ( ستوده : 22 ) . بيخآدور ( bix dur ) : ريشهء گياهى وحشى است كه آن را نرم مىكوبند و با تخممرغ خمير مىكنند و براى شكستهبندى به كار مىبرند ( ستوده : 24 ) . نك . ميخ آذر بيخ گوشى : اريون ( اصفهان ) . بيدپو : گرد قهوهاىرنگى بود كه از تنهء درخت بيد كهنسال به دست مىآمد ، مورد مصرف - طب كودك : شاشسوزه ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) پادزهر : سنگ نرمى مىباشد كه به مانند مرواريد در پوستههايى به وجود مىآيد و يا مثل پياز به بار مىآيد آن را از كالبد بز نر و بزهاى وحشى و اهلى در طول ساحل خليجفارس در ايالت خراسان كه ماگيان باستان ( احتمالا منظورش مكران است ) است درمىآورند ( شاردن : 4 / 62 ، قس عرايس الجواهر : 148 ) . از پادزهر به طور مؤثر و مفيدى در معرقات استفاده مىشود ، به مبتلايان حصبه عام از آن مىدهند . در تركيبات مقوى قلب و داروهاى محرك شهوت مفيد است و براى تهيهء شيرينى آن را به كار مىبرند . تأكيد مىكنند كه پادزهر دماغ را گرم ، فكر را تهييج ، قوا را تجديد و بنيه را تقويت مىنمايد ( همان : 64 ) . هر اندازه حيوان در سرزمين خشكتر چرا كند پادزهر آن مؤثرتر خواهد بود . در سواحل خليجفارس در پادزهر تكه خارى يا قطعه چوبى وجود دارد . كه مادهء سيال متشكلهء سنگ در اطراف آن منعقد مىگردد . در هندوستان پادزهر از كالبد بزها درمىآيد ولى در ايران از تن گوسفندان و بزهاى نر استخراج مىگردد ، پادزهر ايرانى را گرمتر و قابل هضمتر مىدانند ( همان : 63 ) . پنجه مريم : يا چنگ مريم گياهى خوشبوست كه ساقهء كوتاه و گلهاى زيبا دارد و در نقاط گرمسير و خشك مىرويد . عوام معتقدند كه وقتى حضرت مريم دردش گرفت ، در بيابان چيزى نيافت ، تا به آن تكيه كند ، به ناچار چنگ زد و گياهى را كه امروز پنجه مريم نام دارد گرفت و آنقدر در دست خود فشرد ، تا حضرت عيسى ( ع ) از او زاده شد ( شكورزاده : 134 ) . پنيرك : گل خواصير پونه يا پودونه : گياهى است با طبيعتى گرم و خشك كه به عنوان بادشكن ، مسكن درد اندامهاى گوارشى ، خلطآور ، ضدعفونىكنندهء قابض ، قاعدهآور ، مسكن اعصاب و مفيد در درمان بىاختيارى ادرار و غيره به كار مىرود ( شفيعزاده : 61 ) . ادوارد برون مىنويسد پونه يا پودانك همان كاسنى است ، كه ايرانىها آن را جزو دواهاى سرد مىدانند و از آن عرقى مىكشند كه موسوم به عرق كاسنى مىباشد ( براون : 460 ، شاردن ) . تبلرز : تب مالاريا ( ستوده : 40 ) . تخم آن جوجه : تخمهاى جنگلى نظير تخم گلابى بود ، كه بو مىدادند و مىخوردند ( ستوده : 40 ) . تخم سفيد : تخم اسپرزه ، از تخمهاى دارويى است كه براى سينهدرد مصرف مىشود ( ستوده : 40 ) .