محمد سعيد جانب اللهى

325

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

گلپايگانى هستند ، با دو نژاد مجارى و هلندى درهم آميخته‌اند . نژاد مجارى پرگوشت با شيردهى كم و نژاد هلندى بالعكس پرشير و كم‌گوشت است . گاوهاى بومى نيز هريك داراى ويژگى مخصوص به خود هستند ، مثلا چربى شير نژاد گلپايگانى كيفيت بالاترى دارد ، ولى شير گاو زابلى از لحاظ كميت بهتر است . دورگه‌اى كه از اين طريق به دست مىآيد تا دوازده گوساله مىزايد و حال آنكه گاو بومى چهار تا پنج زايش بيشتر ندارد ، دورگه يك مزيت ديگرى نيز دارد و آن سهولت نگهدارى است . گاو خارجى به علت خصوصيتى كه دارد ، گاه براى نگهدارى آن گاوداران را دچار دردسر و مشكل مىكند ، زيرا اين نوع گاو پستان‌هاى بزرگى دارد كه بعد از يكى دو زايمان بزرگ‌تر شده و به اصطلاح مىافتد ، به طورى كه وقتى گاو خوابيده و مىخواهد بلند شود ، پا روى پستان خود مىگذارد و آن را مجروح مىكند . نكته‌اى كه در اصلاح نژاد بايد رعايت شود ، اينكه گوسالهء گاو اصلاح‌شده را نبايد با نر دورگه جفت كنند ، زيرا اگر نر و ماده از دورگه باشند ، نسل آن‌ها به حالت اول برمىگردد ، چنين گوساله‌اى را حد اقل تا چهار نسل بايد با نر خارجى جفت كنند تا دورگهء مطلوب كه گاوى مقاوم و مرغوب است به دست آيد ( جانب اللهى ، 1372 : ب : 64 ) . 3 . بيمارىهاى شتر يبوست : در ورامين صابون آب نخورده را در آب حل كرده به خورد حيوان مىدهند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . سهنگ « 1 » : يكى از رايج‌ترين بيمارىهاى شتر در عشاير شاهسون ( ايلسون ) است كه حالت ديوانگى به شتر دست مىدهد . براى معالجهء آن گردن شتر را داغ مىكنند كه اگر به موقع باشد ، معالجه و در غير اين صورت حيوان تلف مىشود ، در قديم بز نرى نذر قنبر ( غلام حضرت على ) مىكردند ، اگر شتر درمان نشود و مجبور به كشتن آن شوند ، براى اينكه فشار مالى به صاحب آن وارد نشود همه ابه « 2 » ها بلافاصله اقدام به خريد گوشت آن مىكنند ( جانب اللهى ، 1383 : 411 ) . لنگى : از امراض رايج در ميرجاوه است ، كف پاى شتر غده‌اى به نام بجه « 3 » مىزند ، براى درمان آن پشت نرمهء گوش حيوان را داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1370 : 85 ) . دررفتگى : گاه بند دست شتر درمىرود ، در ميرجاوه براى درمان محل دررفتگى را داغ مىكنند .

--> ( 1 ) . sahang ( 2 ) . ابه obba ، كوچك‌ترين واحد اقتصادى اجتماعى عشاير شاهسون كه در يك آلاچيق زندگى مىكنند . ( 3 ) . boja