محمد سعيد جانب اللهى
316
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
فصل هشتم دامپزشكى 1 . بيمارىهاى گوسفند پيشگيرى در رى برخى مرضهاى دام را ناشى از چشم خوردن مىدانند ، ازاينرو براى پيشگيرى منجوق ( خرمهره ) را با چوب درخت داغ داغان كه هفت خط روى آن است به گردن گوسفند مىاندازند ( جانب اللهى و سليمى مؤيد ، 1374 : 97 ) . در وردآباد يكى از روستاهاى شهريار ، غارى در دامنهء كوه وجود دارد كه در داخل آن خاك آبله است . يك نفر كه پاك بود و واجب الغسل نبود مىرفت مقدارى از آن خاك را داخل كيسهاى مىكرد و مىآورد . او در راه برگشت نبايد به پشت سر خود نگاه كند و يا با كسى حرف بزند ، كيسهء خاك را درمىآورد و بالاى سردر آغل مىآويخت ، گوسفند از ابتلا به آبله در امان بود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . مردم سوهان نيز براى درمان مرض آبله ( گوسفندى يا انسانى ) از روستاى قاسمآباد آغا ( نزديك ساوجبلاغ ) خاكى به نام اوله خاك « 1 » مىآوردند و آن را در آب ريخته روى مريض مىپاشيدند ، و بر اين باور بودند كه درمان مىشود .
--> ( 1 ) . owlax k دكتر باستانى پاريزى نيز مىنويسد : « پاريز وقتى ملخ مىآمد ، مىرفتند شهر بابك و ميمند ، در آنجا از چشمهاى به نام ايوب آب مىآوردند و در ظرفى پاك كه شرط بود در اين فاصله به زمين نگذارند و يكسره اين ده دوازده فرسنگ را طى مىكردند ، تا به پاريز مىرسيد و در حلق درخت مىگذاشتند و بر اين باور بودند كه ملخ آن درخت را نمىخورد » . ( حسينى موسى ، 1382 : 42 ) .