محمد سعيد جانب اللهى
288
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
ترجمه : گلپر را چه كسى چيده است ، حضرت عيسى ، حضرت موسى ، خديجه كبرى ، فاطمه زهرا ( س ) چيده است . اسپند و اسپنددانه ، اسپند صد و سى دانه ، دشمن و ديوانه ، چشمشان بر اين گلپر ، گلپر به اسپند و اسپند به آتش ( حسنى و ديگران 1382 : 241 ) . زگيل : در اصفهان براى درمان زگيل به شيوهء زير عمل مىكنند : بالاى چاهى مىايستند و پنج نخود از روى دست عبور داده به داخل چاه مىاندازند . همچنين به ماه نشان مىدادند و مىگفتند « اى ماه ببين آن ماه دستم را چه كار كرده است » و سه بار تكرار مىكردند ، خوب مىشد ( افشار سيستانى : 104 ) . زردى : در گيلان اگر كسى زردى كسى را تشخيص دهد و به بيمار بگويد بايد كمى از خون خود را به بيمار زردى گرفته بدهد ، تا بيمار شفا يابد ( پاينده : 259 ) . در لرستان براى درمان زردى بايد هفت شب پياپى به ستارهء قطبى نگاه كنند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 276 ) . گلودرد : در خراسان كسانى كه با دو انگشت ابهام و سبابه موش صحرايى را خفه كرده باشند ، اگر با همين دو انگشت سه بار بر گلوى بيمار فشار وارد سازند ، مريض درمان مىشود ( شكورزاده : 251 ) . در شوش براى درمان گلودرد و اوريون اگر كسى كه تولهگرازى را با دو انگشت و رو به قبله خفه كرده باشد ، ( چون در اين صورت صاحب بهره مىشود ) . گلوى بيمار را بمالد بهبود مىيابد . همچنين اگر زنى كه دوقلو زاييده گوشهء لباسش را به دهان بيمار بكشد و دوبار بگويد : « لفتو « 1 » . بريدم » شخص بهبود مىيابد ( ترابزاده و ديگران : 145 ) . گل افتادن چشم : در گيلان پارچهء سياهى شبيه نقاب روى چشم بيمار مىآويزند ، تا چشم آدمهاى نجس و جنب به آن نيفتد ( پاينده : 263 ) . گلمژه : در لرستان چشم سالم را سرمه مىكشند تا حسادت چشم مبتلا به گلمژه برانگيخته شود و از حسادت بهبود يابد ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 265 ) . لرهاى ساكن شوش نيز بر همين باورند . ولى اعراب ساكن اين منطقه باور دارند كه اگر بزرگ خانواده هفتبار با انگشت وسطش به آرامى آن را بزند ، خوب مىشود ( ترابزاده و ديگران : 144 ) . نازايى : در خراسان سه يا چهار دانه نخود خام را در پارچهء نازكى مىپيچند و شب موقع خوابيدن در دهانهء مهبل خود مىگذارند و عقيده دارند كه اگر تا صبح نخودها نيش زد ، به زودى
--> ( 1 ) . lefeto