محمد سعيد جانب اللهى
285
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در بوشهر براى درمان آن به پشت خانهء مرد دوزنه مىرفتند و در خانهء او را مىزدند و از او درمان مىخواستند و او هرچه مىگفت ، همان را به مريض مىدادند ( افشار سيستانى ، 1369 : 168 ) . در كهگيلويه مريض يك نفر از اعضاى خانوادهء خود را به در خانهء زن بيوهاى مىفرستاد آن شخص بىاينكه با زن روبرو شود از دور صدا مىزد « آى فلانى درمان تب نوبه چيست ؟ » زن بيوه هرچه به ذهنش رسيد با صداى بلند مىگويد . برخى مىگفتند خاكستر اجاق ، سبزى خوردنى خودرو ، نان خشك . مبتلا بىكموكاست دستورات او را به كار مىبست . از اسبسوار هم كسب تكليف مىكردند . هرچه مىگفت مىخوردند ( افشار سيستانى ، 1369 : 619 ) . در تالش مريض نوبهاى كسى را به در خانهء دو برادر مىفرستد كه در يك خانه سكونت دارند و دختر يك برادر با پسر برادر ديگر ازدواج كرده است و با والدين خود در يكجا زندگى مىكنند . چنين دخترى به اصطلاح هم دختر و هم عروس خانه است . فرستاده بىآنكه خودش را نشان دهد با صداى بلند مىپرسد « آى دختر و عروس خانه درمان تب نوبه چيست » و آن زن هرچه بگويد حتى اگر تپالهء گاو باشد بايد به مريض بخورانند تا خوب شود ( عبدلى : 204 ) . مارگزيدگى : در ايلام بر اين باورند كه اگر از بالاى سر مارگزيده موش بجهد مارگزيده مىميرد . در لرستان بر اين باورند كه اگر مارى را كه نيش زده است بكشند ، مارگزيده كمتر درد مىكشد و زودتر خوب مىشود ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 280 ) . - ارامنهء اصفهان به روى نوزاد نمك مىپاشند تا نمكين و زيبا و صاحب جاه و مال گردد و استخوانبندىاش محكم گردد ( قوكاسيان : خوشه ، ش 16 ) . سرخك : در الموت مريض را در جاى تاريك با پردهء قرمز مىخوابانند ، چشم ناپاك نبايد به او بيفتد . هر آدمى يكبار بايد اين مرض را بگيرد ، اگر در زمان حيات هم نبود ، در قبر مىگيرد ( حميدى و ديگران : 230 ) . در شيراز مهر نماز روى چشم بچه مىگذارند و به اصطلاح او را مهر مىكنند ، يك حولهء سرخ روى سرش مىاندازند كه چشم ناپاك او را نبيند ( همايونى ، 1353 : 38 ) . آبله : در شيراز تا سه روز چشم بيمار را مهر مىكنند . مهر كردن چشم بدين شكل است كه نگين انگشتر پنج تن را بايد در تربت زد و روى چشم مريض گذاشت تا از كور شدن بچه كه خطر جدى آبله است ، پيشگيرى شود ، به بچه حتما بايد لباس گلى پوشانيد ( همان : 39 ) . عقربك : در خراسان وقتى انگشت هنوز اندكى تورم دارد ، آن را گوشخرك مىگويند كه اگر آن را در گوش الاغى فرو برند ، از عقربك شدن جلوگيرى خواهد كرد ( شكورزاده : 263 ) .