محمد سعيد جانب اللهى

280

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

دهل اهل هواست و بابا يا كسى كه قرار است مودندو بزند ، روى چهارپايه مىنشيند . در كنار و هم‌رديف با آن يك دهل بزرگ دو سر معمولى و يك دهل كوچك نيز مىگذارند . در جلوى مودندو يك سينى نقره يا ورشويى مىگذارند كه توى آن گشته‌سوز و كوندروك درمانى در ظرف مخصوص ريخته‌اند ( ساعدى ، 1345 : 44 ) . سفره‌اى نيز از انواع غذاها گرفته تا گياهان معطر و انواع رياحين و ميوه كنار و خرما و گوشت و خونى كه براى مبتلاى زار لازم است ، در آن چيده‌اند . خون سر سفره ، خون قربانى زار است كه معمولا بزى است كه در همان مجلس سرش را بريده و خونش را در طشتى مىريزند . معمولا باد تا خون نخورد ، به حرف در نمىآيد ، بنابراين براى اينكه خوب فهميده شود ، باد چه مىخواهد ، لازم است ، شخص مبتلا خون بخورد ، خون خوردن نشانهء شدت و وابستگى شخص مبتلا به اهل هواست ، اعتبار و مقام هر بابا يا ماما به تعداد دفعاتى است كه خون خورده است ، در مجلس زار بر خلاف بادهاى مسلمان آوردن اسم خدا و رسول و ائمهء اطهار حرام است و اگر نام يكى از مقدسين و ائمه بر زبان بياورند ، زار به هيچ صورتى زير نمىشود . بنابراين هركس كه وارد مجلس زار مىشود ، حتى سلام نمىگويد و نبايد صحبت كند و اگر چايى يا قهوه برايش آوردند ، بعد از صرف چاى نبايد استكان يا فنجان را به زمين بگذارد تا خادم بيايد از دست او بگيرد . اگر كسى خلاف اين ضوابط عمل كرد ، حد بر او واجب مىشود كه بابا يا ماماى زار آن را تعيين مىكنند ( همان : 45 ) . بابا يا ماما با تكان دادن خيزرانى كه به دست دارد ، مجلس بازى را شروع مىكند خود بابا با زدن مودندو شعر و غنا را شروع مىكند و به تدريج ديگران هم با او هم‌آوا مىشوند . اشعارى كه خوانده مىشود ، به زبان عربى است ، كه بعد تبديل به اشعار نامفهوم سواحلى مىشود كه هيچ كس حتى خود بابا معنى آن را نمىدانند ( همان : 46 ) . معمولا زار گرفته در ميان جمع روى دو زانو و به حالت شروع به سجده در برابر بابازار يا مامازار مىنشيند و بابازار ضمن خواندن و نواختن ، بدن خود را نيز حركت مىدهد ( گوزى ) و مرتبا لهجه و ريتم را عوض مىكند ، چون هر زارى به يك آهنگ خاص علاقه‌مند است و با شنيدن آن پايين مىآيد ، در ضمن اجراى برگزارى اين مراسم ، هريك از حاضرين به فراخور زارى كه دارند ، با شنيدن آهنگ مربوط به زار خود بىاختيار و با صدايى عجيب كه بىشباهت به فرياد نيست ، شروع به حركت مىكنند و در همان حال نشسته سر و گردن و تمامى اعضاى بدن خود را حركت مىدهند و گاه روى چهار دست و پا ، يا ايستاده به نحوى بسيار سريع و خشن به انجام گوزى مىپردازند ، هنگامى كه زار گرفته شروع به گوزى مىكند ، پارچهء سفيدرنگى روى او