محمد سعيد جانب اللهى
271
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
4 . دهل : كه بزرگ آن رحمانى و كوچك كىسل « 1 » نام دارد . 5 . نى : كه همان نى معمولى است . 6 . بمبو « 2 » : سازى چوبى واره مانند است كه آرشهء آن نيز چوبى و صاف است . زارها : عامل مرض زار نام دارد كه داراى انواع مختلف است و براى عموم آنها مراسمى كم و بيش مشابه انجام مىشود كه تفاوت آن در زارهاى مختلف ، نوع موسيقى و مدت زمان اجراى مراسم است . مشتركات اين مجالس به شرح زير است : - دارويى به نام كست و زعفران و ريحان و گلاب را با هم مخلوط كرده به پشت بيمار مىمالند و مقدارى از اين مخلوط به بيمار مىخورانند ( ارنوند ) - براى خروج زار از تن بيمار بايد مجلس بزمآراست . - بابا و ماما اشعارى مىخوانند و حضار و مريض هم با آنها دم مىگيرند . - شب چهارم يك رأس بز مىكشند و خون خام آن را با زعفران و گلاب مخلوط كرده به بيمار مىخورانند . - و اگر بدحال باشد ، بابا و ماما با خيزران دو يا سه بند او را مىزنند تا زار ترسيده بيمار را رها سازد . - در مجلس زار مادهاى را سوزانده بو مىدهند كه اصطلاحا سوچكى « 3 » ناميده مىشود . بوى اين ماده بسيار تند است و در اكثر مجالس زارها و بادها سوزانده مىشود و آن را زير بينى مريض مىگيرند و بو مىدهند . - بيمار را بايد لباس سفيد پوشاند . - مجلس زار ممكن است ، تا هفت و گاه تا ده شب به طول بيانجامد . تعيين مدت به دلخواه زار است . - گاهى زار از بيمار انگشتر و بازوبند طلا مىخواهد . - گاه زار از مريض مىخواهد كه دست و پاى خود را حنا ببندد يا از آنها خون و طلا و خيزران طلب مىكند . - علاوه بر سوچكى در مجالس يادشده از كندر هم استفاده مىشود . - بيمار همراه با اورادى كه دستهجمعى مىخوانند ، با حركات تند مىرقصد .
--> ( 1 ) . keysal ( 2 ) . bambo ( 3 ) . suc ? aki