محمد سعيد جانب اللهى
267
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
بخورد و دعاى دوم را اول بايد در آب بيندازند و آن آب را به بيمار بدهند ، بخورد ، بعد دعا را در پارچهاى دوخته به لباس او بياويزند ( جانب اللهى ، 1384 : 126 ) . دعاى مريض : در سروستان دعانويس دعا را مىنويسد ، آن را جلد مىكنند و داخل بالش مريض مىگذارند ، در ضمن بايد هر چهارشنبه تا شفاى كامل مريض جهت بالش و رختخواب او را تغيير دهند ( همايونى ، 1371 : 350 ) . دعاى شير : در سروستان زنى كه كمشير مىشود ، از دعانويس دعاى شير مىگيرد . بعد صاحب دعا مقدارى برنج شهرى ( تقريبا نيم من ) تهيه مىكند و مقدارى كنجد را هم آماده مىسازد . كنجد را روى آتش برشته و با برنج مخلوط مىكند ، مخلوط برنج و كنجد را هشت قسمت كرده آنگاه دعاى شير را در آب تميز مىشويد و هربار كه ميل غذا كند ، يك قسمت از مخلوط برنج و كنجد را براى طبخ آماده مىكند ، در اينجا از همان آبى براى طبخ استفاده مىشود كه قبلا در آن دعاى شير شسته شده است ، در ضمن نسخهء ديگرى از دعاى شير را موم گرفته و جلد نموده و در سينه آويزان مىكند ، به طورى كه دعا درست وسط پستانها قرار گيرد ( همان : 362 ) . دعاى شفا : در شاهآباد غرب براى شفاى بيمار آيهء زير را مىنويسند : « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً برحمتك يا ارحم الراحمين » و در زير آيه مىنويسند : « پروردگارا به حق چهارده معصوم پاك فلان بن فلان ( نام مريض و پدرش ) را شفا عنايت فرما . » سپس دعا را با گلاب يا آب پاك مىشويند و آب آن را به بيمار مىدهند ، يا به سر و روى او مىپاشند ( معصومى : 35 ) . دعاى قدر : در سيستان براى پيشگيرى از نظر دعاى قدر كه همان دعاى جوشن كبير است ، مىنويسند و آن را همراه خود يا بچه مىكنند ( جانب اللهى ، 1381 : 245 ) . دعاى ام الصبيان : در بندرعباس ام الصبيان بادى مخصوص بچههاست كه از دوران شيرخوارگى تا هفت سالگى مبتلاى به آن مىشوند . جن يا ديو اين باد هميشه دشمن جان بچههاست ، هر بچه كه گرفتار آن شود ، بدنش خشك ، دست و پا به كنار افتاده ، چشمها بىحالت و نفس كوتاه و رنگ سفيد و مثل جسد بىجان است . براى علاج ، دعا مىگيرند ، ولى چون دعا به تنهايى كارگر نيست مراسم ديگرى هم براى بچه اجرا مىشود ( ساعدى ، 1355 : 95 ) . يرقان : در لرستان به انواع طلسمات متوسل مىشوند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 276 ) . در گيلان كوهنشينان براى دفع زردى دعا مىخوانند ( پاينده : 259 ) . زگيل : در الموت به تعداد زگيل برنج زرد و قرمز تهيه كرده و دعايى بر آنها مىخوانند و شب چهارشنبهسورى خاك مىكنند ( حميدى و ديگران : 230 ) .