محمد سعيد جانب اللهى
257
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در تركمانچاى نيز بهترين درمان ترسيدگى را ترساندن ناگهانى مىدانند ، براى اين منظور مقدارى آرد و نمك و خاك محل خواب هميشگى بيمار را برداشته در موقعى مناسب در جلوى چشمان بيمار به چهار سمت اتاق پرتاب مىكنند ، به نحوى كه بيمار ناگهان از جا بپرد ، يا بگويد ترسيدم ( همانجا ) . در ميان عشاير كولا چند سكه را هفتبار بر كمر بيمار زده بر زمين مىزنند ، سپس مقدارى اسپند را دور سر بيمار گردانده بر پشت كفش بيمار مىسوزانند و خاكستر و سكهها را بيرون مىريزند ( همانجا ) . در هزاوه كسى كه هول كرده يعنى از يك چيزى زياد ترسيده است ، هولش مىزنند به اين ترتيب كه او را روى زمين مىخوابانند و آرد و جارو مىآورند ، كمكم آرد روى بدن او مىريزند و با جارو يواشيواش به بدن او مىزنند و مىگويند : « چخچخ » ، تا هولش زده شود ( ضيغمى : 177 ) . در روستاى گنبد زنجان قاشق چوبى را در آتش گرم كرده بر گردن مريض مىزنند بر اثر اين شوك بيمار خوب مىشود ( سپهرفر و ديگران : 237 ) . نحسى : در تهران اگر بچهاى نحس بود و زياد گريه مىكرد ارزن يا گندم در كوزهء نو ريخته كوزه را با بچه به سيد اسماعيل مىبردند و كوزه را جلو بچه به زمين مىزدند كه در صورت ترسيدن و از جا پريدن نحسىاش تمام مىشد ( شهرى : 5 / 674 ) . شوك روحى : در روستاى بند اروميه براى درمان كودكى كه دچار شوك روحى شده است ، پنجهء بريدهء گرگ را كه در پارچه پيچيدهاند ، بر پشت كودك مىزنند ( مجيدى خامنه : 93 ) . تب : در گيلان اگر كسى به طور مداوم تب كند ، او را پيش سيد تببند مىبرند ، وى نخ يا رشتهاى از شال سبز كمر خود را بعد از خواندن چند آيه از قرآن به مچ دست مريض مىبندد و غافلگيرانه يك سيلى به صورت او مىزند و در ظرف آبى تف مىكند و به بيمار مىدهد تا تبش ببرد ( پاينده : 248 ) . گريهء كودك : در طالبآباد اگر بچهاى زياد گريه كند ، چند نفر چهار گوشهء چادر شبى را گرفته بالا نگه مىدارند و مادر بچه را از بلندى به وسط چادر شب پرتاب مىكنند ( صفىنژاد : 410 ) . سختزايى : در ساوه هرگاه زنى به سختزايى بيفتد ، براى دفع چشم و نظر كوزهاى مقابل اتاقش به زمين پرت مىكنند تا بشكند ، يا دختر بچهاى لخت مادرزاد ناگهان به اتاق زائو مىدود و مىگويد ، من زاييدم تو هم بزا كه در هر دو مورد منظور اصلى ايجاد شوك در زائو بوده است ( احمديان : 62 متن و پانويس ) . در قزوين به طور ناگهانى تفنگى را خالى مىكنند تا زن يكه خورده وضع حمل كند ( گلريز : 365 - 366 ) . شبخيز : قرمزى چشم است كه در اثر از خواب پريدن به وجود مىآيد . در هزاوه زنانى كه