محمد سعيد جانب اللهى
244
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
كهير : در خراسان آجر نو و آبنديده را مىسايند و نرمهء آن را در شيرهء انگور مىريزند قدرى آب هم بر آن مىافزايند و چند دقيقه به هم مىزنند ، بعد ظرف آن را مدت نيم ساعت در گوشهاى مىگذارند ، تا ذرات آجر تهنشين شود ، سپس مايع رقيق روى آن را در ظرف ديگرى مىريزند و سر مىكشند ( شكورزاده : 266 ) . تراخم : در هشتگرد خاك پاشنهء در را روى زخم آن مىپاشيدند ( يادداشت مؤلف ) . سالك : در اصفهان خاكستر چوب مو يا خاكستر گوشت سوخته روى آن مىگذارند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . زردهزخم : در سنگسر زغال چندين ساله لاى جرز را با آب دهن آميخته روى آن مىگذارند ( اعظمى : 56 ) . سنگدرمانى چشمدرد : در سيستان سنگ سرمه را مىكوبيدند و پودر آن را در چشم مىريختند يا سرمه مىكشيدند ( جانب اللهى ، 1381 : 241 ) . شبكورى : در ميانه سنگ زير چرخ خرمنكوب « 1 » را سابيده و جگر سياه گوسفند را كباب كرده ، گرد اين سنگ را روى آن مىريزند و به بيمار مىخورانند ( فلسفى و ديگران : 218 ) . يرقان : در خراسان قدرى كهرباى كوبيده و نرم به مريض مىدهند ( شكورزاده : 227 - 278 ) . سختزايى : در سيستان زنانى كه دچار مشكل زايمان مىشدند ، سنگى كه داراى اشكال گاو و شتر بود و ساربانها داشتند مىگرفتند و آن را در آب مىانداختند و آب آن را مىخوردند ( جانب اللهى ، 1381 : 244 ) . سردرد : در دليجان سنگ قهرباد « 2 » كه سنگى سياه است و از مكه مىآورند ، مىكوبند و به پيشانى مىمالند ( نوبان و ديگران : 234 ) . در تنگستان هفت سنگ را روى هم گذاشته حرارت مىدهند و بخور آن را براى درمان استفاده مىكنند ( منصورىزاده و ديگران : 176 ) . گلودرد : در ميرجاوه سنگ مهره را به نخ كرده به گردن مىاندازند ( جانب اللهى ، 1381 : 249 ) . در شهر درهگز داخل امامزادهاى به نام قاتقلى امام سنگى قرار دارد ، كسانى كه به گلودردهاى
--> ( 1 ) . خرمنكوب در آذربايجان يك صفحهء صاف تختهاى بود كه در سطح آن سنگهاى برندهاى تعبيه شده بود ، آن را به گاو مىبستند و يك نفر روى آن مىايستاد . با حركت گاو بر روى ساقههاى گندم سنگهاى برنده با فشارى كه بر آنها وارد مىشد خرمن را خرد مىكردند ، سنگهاى زير چرخ منظور اين سنگهاست كه لا بد به دليل سروكارش با رزق مردم قدسيتى هم دارد و مردم براى آن خاصيت شفابخشى قائلند . ( 2 ) . qahreb d