محمد سعيد جانب اللهى
238
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
سل : در بالارود گيلان بيمار را به خوردن خون خرگوش وامىدارند ( همانجا ) . لكه چشم : در لرستان براى دفع لكه چشم و نيز دفع آب مرواريد قطرهاى از خون هدهد در چشم بيمار مىريزند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 264 ) . كچلى : كردها خون روباه و جيوهء قرمز به كار مىبرند ( صفىزاده : 182 ) . شب ادراريك : در اردكان خون گوسفند را مىجوشانند و صبح ناشتا به بچه مىخورانند ( طباطبايى : 673 ) . زخم سودا : در سنقر خون گوش خر را روى تن بيمار مىمالند ( رستمى و ديگران : 218 ) . لكهء صورت بعد از زايمان : در سنقر خون ناف نوزاد را در لحظهء تولد روى لكهء صورت مىمالند ( رستمى و ديگران ، 1374 : 201 ) . سياهسرفه : در شهر زنجان خون كفتار و خرگوش را به بيمار مىدهند ( سپهرفر و ديگران : 246 ) . سينهپهلو : در اردبيل در موارد حاد خون خرگوش به بيمار مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 299 ) . دلدرد : در لرستان براى درمان دلدرد خمير آرد جو را دايرهوار روى شكم بيمار قرار مىدهند ، سر بزغالهاى را مىبرند و آشغال سيرابى آغشته به خون را درون دايرهء خمير روى شكم مىمالند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 271 ) . كانىدرمانى چشمدرد : در دليجان زاغ را در آتش جوش آورده و گرد ترياك را روى آن مىريزند ، سرد كه شد مىسابند و پشت چشم مىمالند و تا سه يا چهار ساعت چشم را مىبندند ( نوبان و ديگران : 234 ) . در طالبآباد به اين معجون قند يا نبات هم اضافه كرده و بعد از سابيدن از صافى عبور مىدهند و روى پلك چشم مىمالند ( صفىنژاد : 411 ) . تراخم : در هشتگرد دانه يا جوش تراخم را با حبهء قند مىتراشيدند ، يا خاك قند را با زاغ ( زاج ) مخلوط مىكردند و در پارچهاى ريخته روى چشم مىبستند ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 29 ) . سردرد : در لرستان نمك و سركه بر پيشانى و شقيقه مىمالند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 262 ) . در بافق مقدارى نمك در آب خيس كرده و با پارچهاى به پيشانى مىبندند ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) . در ايلام با سنگ چخماق خراشى روى پيشانى ايجاد مىكنند و بر آن نمك مىپاشند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 262 ) . در ميبد اگر سردرد را ناشى از سردى بدانند ، خال نمك مىگذارند ، به اين ترتيب كه نمك را با گشنيز خشك مىكوبند ، بعد انگشت را تر كرده به گرد آن آغشته مىكنند و به پيشانى مىمالند ،