محمد سعيد جانب اللهى
228
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
باقلاى مازندرانى عدهاى در اثر خوردن اين مواد دچار كمخونى خاصى مىشوند كه به آن باقلازالى يا خالوزالى ( فاويسم ) مىگويند ، در اين فصل افراد مخصوصا كودكان بايد از دوشاب خاصه اربا دوشاب « 1 » استفاده كنند . در اين دو شيره مقادير زيادى مواد قندى خاص هستند كه به دفع بيمارى و يا عدم ابتلا به آن كمك مىكنند . 4 . همچنين براى عوارض غذاهاى گرم ، خوردن ماست و در مقابل غذاى سرد و مرطوب خوردن نبات و مغز هل را تجويز مىكردند ( تائب : 35 - 36 ) . سرخك : در ميبد بايد مواظب باشند ، چشم ناپاك به بچه نيفتد ، حتى زن و شوهر در فاصلهء بيمارى بچه باهم نمىخوابيدند . سرخك اگر به چشم بگيرد ، كور مىكند . بچه نبايد تنها بماند ، بايد آبگوشت عدسى به بچه بدهند كه سرخك بهتر در بريزد . به مريض گرمى بدهند و مراقب باشند ، كه بو نخورد ( بوى سرخكردنى ، سوختنى و نظاير آن ) كه سرخك به اصطلاح تومريزه ( به داخل بدن منتقل مىشود ) و سياه مىشود و به پهلو مىگيرد و بچه درد پهلو مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . خوراكدرمانى شبادرارى : در بافق كليهء گوسفند نر را كباب كرده به بيمار مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) . گلودرد : در بافق براى درمان تخممرغ نيمرو يا شير گاو مىخورند ( همانجا ) . سياهسرفه : در شوش از غذايى به نام يريشه « 2 » كه با بلغور گندم و هل و روغن و فلفل و پياز مىپزند ، براى درمان سرفه استفاده مىكنند ( ترابزاده و ديگران : 145 ) . سينهدرد : در بافق براى درمان شير گاو مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) . خارش : در خراسان براى درمان خارش آش قرهقوروت و آش جو با سركه و آش سكنجبين و آلو و زرشك و آبغوره مىخورند ( شكورزاده : 244 ) . در اصفهان عصارهء پوست گردو مىخورند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . آبله : در لرستان بند جگر سياه و سفيد را مىپزند و به بيمار مىدهند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 275 ) . گردندرد : در لرستان خيك جاى عسل را به گردن مىبندند ( همان : 267 ) . رطوبتى : در خراسان براى دفع رطوبت بدن چند روز متوالى شير شتر يا عسل مىخورند
--> ( 1 ) . شيرهء آربا ( خرمالوى وحشى ) يا انگور دوشاب . ( 2 ) . yeris ? a