محمد سعيد جانب اللهى
220
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
مىزنند ( صفىنژاد : 412 ) . گريه كودك : در طالبآباد اگر بچهاى زياد گريه كند ، رگ دستش را ( رگى را كه خود مىشناسند ) مىبرند ( صفىنژاد : 410 ) . درد پهلو : در ابيانه اگر درد در پهلوى راست بود ، رگ كنار انگشت كوچك دست چپ و اگر پهلوى چپ بود ، رگ كنار انگشت كوچك دست راست را مىزدند ( نظرى داشلىبرون و ديگران : 457 ) . 2 . رگكشى چشم و نظر : كسى كه زودبهزود مريض بشود او را چشم زدهاند لذا او را نزد نظركش مىبرند ، تا رگ نظر او را درست بكشد . نظركش اول دستش را نشان مىدهد و مىگويد : « اين دست من نيست ، دست امير المؤمنين است . چشم بد كور بشود ، ان شاء اللّه » . بعد انگشتانش را با آب دهان تر كرده ، رگهاى گردن بيمار را مىگيرد و مىفشارد ( ساعدى ، 1354 : 132 ) . هول كردن : در خراسان اگر كسى بر اثر ترس ناگهانى يا به سبب عصبانيت شديد جوش بزند ( اعراض كند ) شاهرگهاى زير شانهء او را كه به رگ قولنج يا رگ هول معروفند از پشت سر گرفته چند دقيقه مىمالند ( شكورزاده : 242 ) . سياتيك : در سيستان رگى را در محل باسن مىگيرند ، تا به اصطلاح بميرد ( جانب اللهى ، 1381 ، 243 ) . تيغدرمانى مارگزيدگى : در لرستان به مارگزيده تيغ مىزنند و با دهان مىمكند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 279 ) . قرمزى چشم و سردرد شديد : در سنقر از كنار سر خون مىگيرند يا لبهء گوش را تيغ مىزنند كه خون كثيف بيرون آيد ( رستمى و ديگران 1374 : 203 ) . خروسك ( خناق ) : در خراسان براى درمان خروسك يك دسته مو از شيردون ( ملاج ) بچه را مىبرند و در همان محل هفت تيغ مىزنند ، وقتى خون از سر كودك جارى شد ، پياز سفيدى در هاون مىكوبند و روى موضع تيغزدگى مىگذارند ، بعد چند دانه لپهء خام نيمكوب مىكنند و با يكى دو قاشق آب قليان به خورد بچه مىدهند ، اگر بعد از تيغ زدن از ملاج بچه خون نيامد ، درمانپذير نيست و خواهد مرد ( شكورزاده : 244 ) . تيغ چك : در بسيارى از مناطق گيلان و در ميان طوالش خصوصا رواج فراوان دارد ، با تيغ دلاكى در روى شكم ، ناحيهء ملاج سر و پشت بيمار شيارهاى سطحى و متعدد ايجاد مىكنند ، در كودكان مخصوصا نوزادان به اصطلاح جهت دفع باد ، رفع درد شكم ، درمان خروسك بيشتر استعمال مىشود ( تائب : 34 ) .