محمد سعيد جانب اللهى

205

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

خفگى نوزاد : در خراسان اگر نوزادى در حين تولد دچار خفگى شود مرغى مىآورند و نوك آن را در مقعد نوزاد فرو مىبرند و بعد چند ضربه به زير دم مرغ مىزنند تا به اصطلاح مرغ به بچه نفس بدهد ( شكورزاده : 138 ) . ارامنهء اصفهان نيز از همين شيوه استفاده مىكنند ( قوكاسيان ، خوشه ، ش 16 ) . خون‌دماغ : در خراسان پوست تخم‌مرغ را مىسوزانند و مىكوبند و گرد آن را در بينى مىكنند ( شكورزاده : 245 ) . در روستاى اورتابلاغ ( زنجان ) نيز پوست تخم‌مرغ را خرد كرده از صافى مىگذرانند و گرد آن را به اندازهء نوك سوزن در بينى مىكنند ( سپهرفر و ديگران : 242 ) . دل‌درد : در بخش كدكن تربت حيدريه براى معالجه دل‌درد جوشاندهء فضله مرغ به مريض مىدهند ( شكورزاده : 248 ) . زگيل : كردها تخم خروس يك ساله را له مىكنند و روى آن مىمالند ( صفىزاده : 23 ) . گازگرفتگى سگ : در كوهمره ( نودان فارس ) مقدارى فضلهء مرغ روى زخم مىريزند ( موسوى : 36 ) . مارگزيدگى : در لرستان راه ديگر علاج مارگزيدگى ، گذاشتن مقعد مرغ زنده بر محل گزيدگى است كه مرغ مىميرد و مارگزيده زنده مىماند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 280 ) . در روستاى رداده شوش كه لرنشين است ، نيز اين نوع درمان رواج دارد ( تراب‌زاده و ديگران : 142 ) . در دشتستان جوجهء كوچك را كشته درحالىكه هنوز بدنش گرم است روى محل مارگزيدگى مىگذارند ( منصورىزاده و شمس الدينى : 195 ) . سرسام : در گيلان شكم مرغ زنده ( سرش را نمىبرند ) را پاره مىكنند و گرماگرم بر كاسهء سر بيمار مىگذارند ( پاينده : 262 ) . سرخك : در خراسان اگر سنگين بود جوجه خروسى سر مىبرند و رودهء او را گرماگرم روى سر و قلب مريض مىگذارند ( شكورزاده : 268 ) . دمل : در دشتستان فضلهء مرغ روى آن مىگذارند ( منصورىزاده و شمس الدينى : 198 ) . سل : در روستاى اورتابلاغ خروس سفيدى را با پوست و امعا و احشا آن جوشانده بر كمر بيمار مىبندند ، معمولا اين درمان را سه بار تكرار مىكنند ( سپهرفر و ديگران : 242 ) . حصبه : در اردبيل جوجه خروسى كه هنوز به خواندن نيفتاده مىكشند و پوستش را بر سر بيمار مىكشند ( وجدانىفر و ديگران : 314 ) . شاش‌بند : در زنجان فضلهء مرغ را در آب گرم ريخته به بيمار مىخورانند ( سپهرفر و ديگران : 246 ) . ترس : در تركمن صحرا براى دفع ترس از بيمار روانى دو تا سه روز جوجهء زنده روى شكم