محمد سعيد جانب اللهى

170

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

دست بر دهان مىكشيد نشانهء پسرزايى ، اگر بر سر يا سينه‌اش دست مىكشيد گمان دخترزايىاش مىرفت . - زهرهء مرغ را كه از شكمش درمىآوردند بر آتش مىافكندند اگر با صدا مىتركيد جنين پسر و اگر بىصدا مىسوخت و پفى اندك مىكرد جنين دختر بود . - به نام زن آبستن چوب كبريتى را به تار عنكبوتى مىآويختند پس از دو سه روز باز مىگشتند و چوب كبريت را بررسى مىكردند اگر عنكبوت به دورش تار تنيده بود مىگفتند جنين پسر است و اگر نتنيده بود مىگفتند جنين دختر است . - اگر موقع پاك كردن كلهء گوسفند و دو نيم كردن آن ، ماهيچه‌هاى فك همراه فك بالا جدا مىشد جنين پسر و اگر در فك باقى مىماند جنين دختر است ( بشرا ، طاهرى : 20 ) . در روايت ديگر هنگام پاك كردن گوسفند اگر زبان كوچك كله پرزدار بود مىگفتند جنين پسر در غير اين صورت دختر بود ( عبدلى : 107 ) . - در كلهء ماهى سفيد استخوان صليب‌مانندى وجود دارد كه از يك سو مقعر و از سوى ديگر محدب است . چون به باور مردم دختر پس از به دنيا آمدن طاق‌باز و پسر دمر روى خشت مىافتد اين استخوان را سه بار دور سر زن باردار مىگرداندند و به زمين مىانداختند ، اگر طرف مقعر بالا مىماند جنين دختر و اگر طرف محدب بالا بود جنين پسر بود . - اگر زن باردار به ترشى و خوردنىهاى سرد و مرطوب مانند ماست ، كاهو ، زغال‌اخته علاقه داشت ، نشانهء دخترزايى و اگر به خوردنىهاى گرمازا تمايل داشت نشانهء پسرزايى بود . - زن باردار اگر به گل سرشويى ويار مىكرد نشانهء دخترزايى بود . - چرخش جنين در رحم در چهار ماهگى نشانهء دخترزايى و در پنج ماهگى نشانهء پسرزايى بود . - اگر باسن زن آبستن بزرگ مىشد و به اصطلاح كفل مىكرد مىگفتند دختر مىزايد . اگر زن باردار چهره‌اش در شكم اول به رنگ سياه درمىآمد باور داشتند كه پسر مىزايد و اگر گونه‌اش گل مىانداخت مىگفتند جنين دختر است . اگر شكم زن آبستن نوك‌تيز مىشد مىگفتند جنين پسر است و اگر پهن مىشد باور داشتند كه جنين دختر است . اگر چهرهء زن آبستن زيباتر از قبل مىشد مىگفتند پسر مىزايد و اگر گرفته‌تر و پيرتر نشان مىداد مىگفتند جنين دختر است . - اگر زن حامله زرنگ و چابك مىشد باور داشتند جنين پسر است و اگر تنبل و بىحال بود مىگفتند جنين دختر است . - زن باردار اگر در ماه‌هاى آخر باردارى نمىتوانست پاهاى خود را روى هم بگذارد مىگفتند