محمد سعيد جانب اللهى
151
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
روى يك تيكه كرباس آبنديده مىماليدند و روى سر مىكشيدند ، براى مغزى ( قسمت مغز سر ) نيز قطعهء جدايى كه به شكل دايره بريده شده بود مىگذاشتند . بعد از دو يا سه روز پارچه را از سر جدا مىكردند . جدا كردن بايد سريع و پرشتاب باشد تا همهء موها كه به كرباس چسبيده از سر جدا شود ، دو نفر بيمار را مىگرفتند و يك نفر پارچه را كه موها به آن چسبيده بود ، به طورى مىكند كه مويى بر سر باقى نماند . بعد از جدا كردن اگر مويى باقى مانده بود با بند انداختن آنها را از ريشه بيرون مىآوردند ، اين درمان تا چهل روز ادامه داشت و هر دو يا سه روز يكبار كلاه را عوض مىكردند ، فقط افراد خاص و معمولا زنها به اين كار وارد بودند ( جانب اللهى ، 1390 : 399 ) . گاهى بعد از خارج شدن خون كثيف روى سر بيمار را حجامت مىكردند ( حيدريهزاده : 80 ) . در بافق براى درمان روغن گياه مندو « 1 » ( منداب ) را به سر مريض مىماليدند و براى كلاه انداختن نيز مثل ميبد عمل مىكردند با اين تفاوت كه مرهم آن از مخلوط كردن آب با مقدارى آرد گندم و سريشم يا كتيرا تهيه مىشد ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) . در لرستان و ايلام با شيوههاى زير درمان مىكردند : 1 . انداختن زفت ( كوبيدهء صمغ درختان و سفيده تخممرغ و زرنيخ ) بر سر پس از شستشو . 2 . گذاردن كوبيدهء دانهء خشك انار بر زخم 3 . گذاردن كوبيدهء گل شكر تيغاله بر زخم 4 . مقدارى جو مىسوزانند و سوختهء آن را با آب مخلوط مىكنند و بر سر مىمالند . 5 . پوست هندوانه را مىسوزانند و مىكوبند و بر سر مىمالند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 259 - 260 ) . در ايرانشهر از برگ درخت سدر به جاى صابون استفاده مىكنند ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) . در خراسان با شيوههاى زير درمان مىكنند : 1 . چند دانه آلوچه در آب مىاندازند و چند ساعت بعد پوست و هستهء آنها را جدا مىكنند و آن را با مقدارى قرهقوروت در ظرف آبى خيس مىكنند و يك شبانهروز مىگذارند ، بماند . پس از آن همانطور كه در ظرف آب است چنگ مىزنند تا خمير شود . سه شب متوالى اين خمير را بر سر كچل مىمالند و صبح سر او را با سدر مىشويند . 2 . مقدارى گوجهء ريز در آب ريخته مىپزند . وقتى گوجهها نرم شد ، از الك رد مىكنند ، پوست و هستهء گوجهها در داخل الك مىماند و گوشت آن بيرون مىآيد آن را مثل حنا به سر بيمار مىمالند . برگ ختمى يا برگ چغندر هم رويش مىگذارند و با دستمال مىبندند . صبح سر مريض
--> ( 1 ) . mandow